وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

اذانی با صدای پیامبر

  • ۱۱۸
 
از ابتدای حرکت امام به سمت کربلا هر اتفاقی افتاده عجایبی را به همراه داشته، از لحظه وداع ام البنین گرفته تا ماندن رباب در کربلا، همه و همه ساعتها نشست میخواهد و روزها تفکر.

از دلبری اول شهید آل الله نمی نویسم و شما را دعوت میکنم به خواندن کتاب "پدر،عشق و پسر" نوشته استاد سید مهدی  شجاعی، که با هنرمندی تمام گاهی شما را از عشق به لبخد وادار میکند و گاهی تسلیم دیدگان میشوی و مجبور به بارش باران. 

علی اکبر علیه السلام در به روایت امالی شیخ صدوق زمانی که حر بن یزید ریاحی راه را بر سید الشهدا بست به دستور پدر به اذان ایستاد و صوت پیغمبری اش صفوف خودی و دشمن را در کنار هم قرار داد تا همه پشت سر کعبه به نماز مشغول شوند .



الأمالی للصدوق عن عبد اللّه بن منصور عن جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین عن أبیه عن جدّه [زین العابدین] علیهم السلام : إنَّ الحُسَینَ علیه السلام قَد نَزَلَ الرُّهَیمَةَ (١) ، فَأَسرى [ابنُ زِیادٍ] إلَیهِ الحُرَّ بنَ یَزیدَ فی ألفِ فارِسٍ . . . 
فَرَهِقَهُ عِندَ صَلاةِ الظُّهرِ ، فَأَمَرَ الحُسَینُ علیه السلام ابنَهُ فَأَذَّنَ وأقامَ ، وقامَ الحُسَینُ علیه السلام فَصَلّى بِالفَریقَینِ جَمیعا . (٢)

الأمالى ، صدوق ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق ، از پدرش امام باقر ، از جدّش امام زین العابدین علیهم السلام ـ : حسین علیه السلام ، در رُهَیمه ، (١) فرود آمد و ابن زیاد ، حُرّ بن یزید را با هزار سوار ، شبانه به سوى او گسیل کرد ... و او هنگام نماز ظهر ، به امام علیه السلام رسید . حسین علیه السلام به پسرش [على اکبر] فرمان داد تا اذان و اقامه بگوید . سپس ، حسین علیه السلام قامت بست و هر دو گروه ، با او نماز خواندند .



١-راجع: الخریطة رقم ٤ فی آخر مجلّد ٥ .

٢-الأمالی للصدوق : ص ٢١٨ ح ٢٣٩ ، بحار الأنوار : ج ٤٤ ص ٣١٤ .
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی