وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

سیل ما را به خودمان برگرداند

  • ۷۶

خدا می خواست ما را به خودمان برگرداند به اصل اصلیمان . به آنجا که مشتی از خاک را برداشت و با آب، گلی ساخت و روحی در آن دمید.خانه و زندگی مان را به قول جناب خان به هم بافت تا بدانیم عددی نیستیم در مقابل عظمتش. 

تمام صحنه هایی که حوادث طبیعی به وجود می آوردند یک طرف، آوارگی آن یک طرف. در این روزها با تصاویری مواجه می شویم که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت.


این ها کسانی هستند که قبل از سیل هم آن چنان زندگی خاصی نداشتند، شاید درآمدشان از متوسط درآمد یه خانواده معمولی کمتر بوده است. کسانی که روزها در بازارهای هفتگی در کنار همسر مشغول کار بوده اند و شب ها کارهای عقب مانده روز را به پایان می رسانند. 


ترکمن هستند، اهل سنت، با لباس های رنگارنگ و روسری های بی نظیرشان، بازبان خاص و سختشان، مهربان و گرم و مهمان نواز. شاید برای کسانی که فقط از ترکمن ها شنیده اندجالب باشد  و ندانند محرم ها حکایت هایی دارند از دلدادگی به اهل بیت علیهم السلام. شاید ندیده باشند خانه هایی که بوی غذای نذری اش محله را برداشته است. باید سفری کرد تا با چشم خود دید چطور پشت علم دسته عزا کودکان خردسال را به آغوش کشیده و لالایی دلدادگی می خوانند.


امروز سیل توانسته خانه های چسبیده به زمینشان را تخریب کند، حیواناتشان را به کام مرگ ببرد، مزراعشان را از بین ببرد، مردان سخت کوششان را برای بی سرپناهی خانواده به گریه وا دارد اما نمی تواند عزم شان را برای آبادی شهر و دیارشان کم کند.


حرف آخرم با کت و شلواری هایی است که عکس هایشان را گرفته و رفته اند. نشود مانند سرپل ذهاب و کرمان شاهد این باشیم که مامن و پناه گاه مردمان شهرمان کانکسی با منت باشد. 






نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی