وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

بدون تو نمی توانم

  • ۹۶

می دوید، چیزی جلودارش نبود ... نه مانند دونده ای که تمام تمرکزش رد کردن از خط پایان است. دویدنش حیاتی بود... 
نمیخواست تجربه لحظه آخر تکرار شود.بار اول آنقدر کوچک بود که کسی صدای دلتنگی اش را نمی شنید، اما این بار از عمق وجود فریاد می زد، چوب دستی را می چرخاند و از لابه لای آن جماعت خودش را به عمو رساند. عمه با پاره ی پیراهنی در دست صدایش را می شنید!!!

لحظه ای تمام عالم از حرکت ایستاد تا بشنود، پسرک فریاد می زند: والله لا افارق عمی...
  • سلام
    این پستتون باعث شد برم درباره جناب عبدالله ابن حسن(ع) سرچ کنم
    ممنونم
    پاسخ:
    حاج منصور آقا می گفت تا اومد توی قتلگاه سر عمو رو به دامن گرفت ... 

    امام حسین همه بدنها رو برگرداند به خیمه ها به جز دو تا بدن. 
    یکی قمر بنی هاشم به وصیت خودشون 
    دو این آقازاده چون بعد عبدالله کار امام تموم شد... 

    حالا برخی نوشتن بدن عون یا محمد فرزندان خانم زینب سلام الله هم یکی شون رو برنگرداند چون مرکبش اونو با خودش به خارج از کربلا برد. که قبرش هم الان بیرون کربلاست. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی