وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

نگاه زنانه

  • ۲۶

روز اول در محل کار جدید خاطره ای جالب رو برام رقم زد. در اداره ای که مشغول به کار هستم در یک پیشرفت شغلی به محل کار جدیدی آمدم که بیشتر کارمندان خانم هستند. بعد از حدود 14 سال خدمت با روحیات و اخلاقیاتم آشنایند لذا در یک حرکت انتخاری شروع به سخنرانی کردم و با پیش زمینه ای که پیش آمده بود بحث به مسئله حجاب رسید و من هم بی خیال نشدم و ادامه دادم. 


مطلب به اینجا رسید که خدمت همکاران فرمودم: خواهرم! به برخی مسائل نباید نگاه زنانه داشته باشید. گفتند یعنی چه: فرمودم: وقتی شما آستین مانتو رو تا آرنج بالا می برید این موجب اتفاقاتی در وجود مردها می شود، اما چون شما نگاه زنانه دارید می فرمایید شما باید نباید ذهنت درگیر بشود در حالی که اگر این در ذهن من ایجاد اختلال نکند من باید مستقیم به پزشک مراجعه کنم. چرا؟ چون خدا این قابلیت یا بهتر است بگویم این آپشن را در مردها تعبیه کرده که اگر کنترل نشود به حرام خواهد کشید. لذا بیاید بفرمایید ما بدون هیچ حسی چنین می کنیم پس شما هم بدون هیچ حسی از کنار آن عبور کنید. مثال بعدی مثال مو و نوع نشستن بود و الحمدلله با داشتن چنین همکارهای باشعوری هیچ مشکلی به وجود نیامد و به راحتی مورد پذیرش قرار گرفت. 


دیروز خدتمیکی از دوستان طلبه ام رسیدم که مرکز مشاوره خانواده دارند و خیلی خیلی کار درست هستند. در خلال صحبت ایشان به من فرمودند: نگاه زنانه داشته باش! تعجب کردم. مثالی زد تا بلانسبت شما خر فهم شوم. گفت محمد آقا، شما بعد از یک روز سخت کاری به منزل می روید نباید انتظار خسته نباشید و قریان صدقه رفتن داشته باشید. از وقتی به خانه می روید باید به این فکر کنید که در کنار مجسمه نیاز قرار گرفته اید. یعنی در مقابل موجودی قرار گرفته اید که می تواند ساعت ها از نیازهایش بگوید. فرمودند: شما به خاطر شرایط مطالعاتی ات دوست دارید در خلوت مطالعه کنید اما خانم ها حضور فیزیکی شما در کنار خودتان را قبول دارند حتی شده مطالعه در مقابل تلویزیون ولی در کنارشان. 


فرمودند: نگاه زنانه داشته باش. باید در خانه در زمان نیازشان با تمام وجود باشی یعنی خنده تصنعی نداشته باشی، مطالعه و کارهای ضرورت را زمانی انجام دهی که خواب هستند. 


آقا چشم تان روز بعد نبیند چند ساعت بعد خانم خانه تماس گرفته بود و شاکی از اذیت و آزار مصطفی کوچولو و مجتبی که ازغروب به سر و کله هم می زنند و من هم چون در انتهای ماه رمضان مشغول برنامه اعتکاف هیات بودم نمیتوانستم وقت بگذارم. در مکالمه چند دقیقه ای تکنیک های آقای روانشناس طلبه را پیاده کردم و خیلی بهتر از چیزی که فکر می کردم نتیجه گرفتم. 



  • با سلام
    مطلب جذاب و مفیدی بود ارزوی موفقیت دارم براتون و امیدوارم هر روز وبلاگ تون مطالب مفید تر بزارید .
    پاسخ:
    ممنونم از حضور شما 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی