وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

بیانیه ماموریت

  • ۳۱
اکثر کسانی که با اخبار و تلویزیون و یا کارهای سازمانی وتشکیلاتی سر و کار دارند کم و بیش با کلمه "سند چشم انداز" آشنا هستند و یا لااقل آن را شنیده اند. از سند چشم انداز بیست ساله کشور گرفته تا چشم انداز یک شرکت و یا یک موسسه. در تعریفی که در کتابهای مدیریتی آمده، سند چشم اندازه یعنی بیان آینده مطلوب و امکان پذیر. به عنوان مثال در سند چشم انداز شرکت آمازون می خوانیم: «تبدیل شدن به مشتری‌مدارترین شرکت روی زمین؛ شرکتی که در آن، مشتریان می‌توانند هر چیزی را که دل‌شان میخواهد، به صورت آنلاین کشف و پیدا کنند، و بخرند.» آیا این متن به وقوع پیوسته و اتقاق افتاده است؟ حتما بله. 
 
هر شرکتی در کنار سند چشم انداز خود باید دارای سندی باشد به عنوان آنچه ماموریت اوست که به آن بیانیه ماموریت می گویند. بیانیه ماموریت یعنی سندی که در آن یک سازمان از سازمان دیگر متمایز می شود. با جستجویی ساده در اینترنت بیانیه ماموریت شرکت های مختلف دنیا را می توانید مطالعه کنید. 
 
 
 
به عنوان مثال در بیانیه ماموریت شرکت لینکدین آمده:«ایجاد پیوند میان آدم‌های حرفه‌ای در سرتاسر جهان برای بهبود سازندگی و موفقیت آن‌ها.»
 
حال با تعریف و مثالی که درباره ی دو عبارت بالا زده شد به سراغ کار خودمان می آییم. نوشتن چنین اسنادی برای حرکت رو به جلو و پیشرفت ما چقدر اهمیت دارد؟ آیا نوشتن و حرکت در مسیری که برای پیشرفت سازمان و موسسه مان در نظر گرفته ایم می تواند آنچه در رویایمان وجود دارد را  به عرصه ظهور برساند؟ جواب این سوال می تواند هزاران حرف درست باشد اما شما را به تعریف چشم انداز ارجاع می دهم که در آن آمده بود: امکان پذیر. این شرط را در نظر بگیرید برنامه ریزی کنید حرکت کنید. 
 
 
یکی از مشکلات و درگیری های این روزهای من سر و کله زدن با بچه هیاتی هایی است که تن به کار علمی و اصولی نمی دهند. به همه مسائل نگاه معنوی دارند و مهمترین خواسته رهبری که بحث پژوهش هست را در نظر نمی گیرند. هنوز مانند 100 سال پیش فکر می کنند و مانند همان دوران عمل می نمایند و انتظار دارند آن اتفاق بزرگ رقم بخورد. هیات هایی را سراغ دارم که در منطقه ای استراتژیک با نیروی بالقوه فراوان کار می کنند اما از نظر کمی انسان را یاد روزهای اول دعوت همگانی پیامبر می اندازند. مشکل دیگر در این میان علاوه بر کمیت، کیفیت است که به همان واسطه تاثیرگذار فوق العاده پایین است. 
 
 
عده ای از همین آقایون بر این باورند که هیات را چه به این حرفها! نه فکر می کنند نه مطالعه می کنند، نه تن به آموزش های ساده می دهند و نه ... فقط در جلسه های شورای هیات مانند رادیو نطق می کنند و نظریه می دهند که چیزی گفته باشند و اگر نگویند لال از دنیا می روند. نگاه غرب نگاه منفعت طلب است نگاه مادی است و می توان گفت: نگاه دنیایی. برای دنیای فانی چنان برنامه ریزی دقیقی می کنند که اگر نگاه آخرتی را به آن اضافه کنی مطمئنا در بهشت در کنار حورالعین ملق خواهند زد. حالا ما به عنوان جامعه ای که نگاه مان آخرتی است ذره ای برای تامین آنچه در اخرت نیاز است و آن در کار خوب در دنیاست (الدنیا مزرعه الاخره) اهمیت قائل نیستیم. چرا؟ چون سخت است.چون برنامه ریزی و خواستن نیاز به حرکت دارد، نیاز به پوشیدن کفش آهنی دارد. در کتابهای انگیزشیزیادی خوانده ایم که کسانی که اهداف خود را می نویسند درصد موفقیتشان خیلی بالاست. 
 
 
به امید حرکت در مسیر کارهای پژوهشی برای دنیایی که آخرت مان به آن گره خورده است.  
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی