وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

پیراهن

  • ۲۸

پیراهن

پیراهن مشکی پرچم است پرچمی سیار که از کوچه ای به کوچه دیگر و خانه ای به خانه دیگر عبور می کند تا یادآوری کند که اتفاقی افتاده است. این پیراهن را باید همان سر به نیزه دید که کوچه به کوچه و در بین قبایل دورش دادند تا جایی که شروع کرد به قرآن خواندن. این پیراهن یک پارچه معمولی نیست حکایتی با خودش دارد. حکایتی که خط به خط آن ریشه های درخت اسلام را تشکیل داده است. 

در آن غروب تکرار نشدنی پیراهنی خواست که کسی به آن رغبت نکند. خواهرش زینب را به یاد آور که در حال مشاهده است و برادری که پیراهن کهنه را خاکی می کند و با خنجری چند جای آن را پاره می نماید. شاید حسین علیه السلام از نرخ بازار بی خبر است و نداند بازار هفتگی کوفه نمونه ای از مزایده بازارهای امروزی است و کافیست داد بزنی این پیراهن حسین است. حال این پیراهن اگر حتی جای سالمی نداشته باشد به قیمتی گزاف به فروش خواهد رسید. 

این پیراهنی که به تن کرده ایم همان بیرقی است که علمدار در کنار علقمه برایش بالا نگه داشتنش دست و چشم و مشک و سر داد. چشمانت را ببند و تصور کن. دستانش را در آب فرو کرد، آب را مقابل دیدگان گرفت و تصویری چشمانش را پر از اشک نمود. آری اصغر است که از خیمه ای به خیمه دیگر روی دست برده می شود. عباس علیه السلام دارد خیمه مشک ها را می بیند که کودکان جامه های عربی را بالا زده اند و شکم و سینه های خود را روی خاک می گذارند تا کمی ازعطش خود کم کنند. تصور کن! عباس چه دیده که با این شتاب به سمت خیمه ها در حرکت است و نبود دست را بهانه ای برای خودداری از حرکت نمی کند.

این پیراهن حرکت دهنده است. 

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی