وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

مجازستان

  • ۴۶

jg'vbl

دنیای عجیبی شده این دنیای مجاز. شاید بهتر است بگویم سرزمین مجاز که اگر فوایدش را در میزانی بگذاری و مضراتش را خواهی دید فوایدش به اعلا علیین پرتاب خواهد شد. سرزمینی که نسبت داشتن فالوور به فالوینگ نشان از برتری است و می توان با آن فخر فروخت و ... سرزمین وارونه ها، بزرگ نمایی، تحقیر، آینه های دروغگو و سرزمین تاریک. 

 از معضلات ورود به این سرزمین نه ویزاست و نه مشکل اقامت. چیزی که در این سرزمین از شما میخواهد تغییر نگاه است. حکایت این سرزمین حکایت بی جنبه ای است که وقتی به شهری از شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان عزیمت می کند دچار تغییر لهجه می شود. مانند آن ویران نشینی که برای اولین بار به شهر آمده در هنگام بازگشت با خود فرهنگ پوشش شهری را به ویرانه اش1 انتقال می دهد. ساکنان این سرزمین بعد از مدتی دوست و آشنا و برادر و غیره را به چشم فالوور نگاه می کنند یعنی اگر آنفالو شوند آنفالو می کنند. یعنی ماندگار در حد یک کلیک ساده است و این در روابط واقعیشان نیز نمود پیدا می کند. اینجا شاگرد، استاد را می شوید و روی بند آویزان می کند آری مجازستان دیار شستشوست، می خواهد مغز باشد یا دل یا آبرو. می توان سال های سال ماند اما بدون سود. سودش را می توان همان کاغذ های رنگی ای دانست که در قبل تبلیغات به عنوان پول در کارت هایمان نمایان می شود. اینجا معنی علم و سواد و عمل کاملا با دنیای واقعی متفاوت است. مجازستانی به نام شبکه های اجتماعی که هدفی جز تغییر سبک زندگی ندارند. 

بگذارید تکلیف مان را با خیلی ها روشن کنیم، ما هم در مجازستانیم اما ایالت نویسندگان و خوانندگان. ماهم در دنیای مجاز زیست بومی داریم که می توان سالیان متمادی علم آموخت و علم را فراگیر کرد. مجازستان وبلاگ نویسی که در آن کلمات هوشیار می کنند و خون تازه ای به رگ های نیم سوخته می دهند.  

 

پ.ن:

استفاده از کلمه ویران نشین برای این بوده که خدای ناکرده اگر از کلمه روستا استفاده می کردم توهین تلقی شود. در خاطرات پدرم هست که ایشان می گفتند وقتی اولین بار کت پوشیدم پدرم (پدر بزرگ من و پدر ایشون) کت را پاره پاره کردند چون آن را نشانی از شهر نشینی و ارباب رعیتی می دانستند. 

  • سلام ، تماما حرف حق !!

    من اصلا حس خوبی نسبت به تعاملی بودن خیلی از چیزها ندارم ، تو فضای مجازی و حتی همین وبلاگ نویسیِ خودمون هم یه فضای تعاملی بوجود اومده یعنی طرف رو اگه دنبال کنی دنبالت می کنه ، اگر براش نظر بذاری برات نظر می ذاره ، یعنی اصلا کسی تو فکر کیفیت نیست و فقط به کمیت چسبیدن خیلی ها !!

    بعضی وقتا خندم می گیره طرف یک خط تو وبلاگش مطلب می نویسه ده ها نظر براش ارسال شده و هندونه هست که زیر بغل هم می ره اما کسانی هم هستن که مطالب مفیدی دارن اما هیچ کس سمتشون نمی ره ..

    یه چیز دیگه هم که هست ، خیلی ها کوتاه خوان شدن و این خوب نیست .

    پاسخ:
    سلام 
    این چند روز همش درگیر این پاراگراف سوم شما بودم . چطور میشه طرف یه خط بی ربط و بی مزه و بی فایده می نویسه ده تا کامنت زیرش میاد و هی احسنت و باریکلا 
    حالا شما هی میای مطلب مفید می ذاری کسی نگاه نمی ندازه 
    و اینکه فرمودید اکثر مطلب کوتاه می خونند کاملا درست می فرمایید این یکی از معضلاتی هست که همین شبکه های اجتماعی سر مردم آورده بخصوص توییتر .

    ممنونم بابت پیام  
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی