وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

تاریخ و کلاس دوشنبه ها

  • ۹۳

rndld

دیروز مرور چند خط از کتابی چند صد صفحه ای چنان تشنگی ام را برطرف کرد که نگو و نپرس. رسول جعفریان انگار تمام همت خود را گذاشته بود تا بتواند در فرصتی اندکی که در اختیار داشتم تیترهای جذابی را در مقابلم قرار دهد. دیروز برای ارائه در کلاس نیازمند مطالبی بودم که بتواند یک دید کلی از تاریخ را در اختیارم بگذارد تا بتوانم تشنگانی را تشنه تر کنم و اشتیاقشان را بیشتر.

چرا خیلی از ما از کلاس تاریخ خاطره خوبی نداریم؟ 

اجازه بدهید از خودم و تاریخ بگویم که به جز یک مرتبه به خاطر ندارم که نمره ای غیر از بیست گرفته باشم. از تاریخ اسلام گرفته تا تاریخایران و جهان، تا جایی که برای کارشناسی ارشد رشته تاریخ را انتخاب کردم و حال چرا ادامه ندادم بماند و مسیرمان به سمت مدیریت کشیده شد خود قصه ای دارد که در این مجال نمی گنجد. به سوال مان برگردیم. چرا؟ در دفتر خاطرات مغزم حتی یک روز را سراغ ندارم که در کلاس تاریخ خنده ای کرده باشم. معلم ها مهربان بودند اما مشکلی وجود داشت، آنها اهل سفر نبودند. عزیزانی که مرا با نمره های بیست خود مهمان کردند صرفا درس می دادند و این در حالی بود که فهم تاریخ نیازمند سفر است چه سفر بر بال توهمات و تخیلات، چه سفری کوتاه به عنوان بازدید از موزه ی شهر. 

ما در کلاس تاریخ زیر جملات مهم خط می کشیدیم و سوال می نوشتیم. نه از توضیح خبری بود نه استدلالی در میان، هر چه بود خط کشی بود و ... تاریخ برای ما نه مزه داستان هایی را داشت که  ظهر جمعه از رادیو می شنیدیم نه حتی مزه خیالی سریال های تلویزیونی که در آن بچه ها با داستان های آخر شب به خواب می رفتند. تاریخ برای ما ریاضی بود و زیست و نه چیز دیگر. 

دیروز در کلاس تاریخ فرزندان سرزمینم می خندیدند و حس می کردم کلمات را دارند مانند هلوی خوشمزه ی طلایی رنگ که روی درخت دلبری می کند می چینند. چیزی که به ذهنم خطور می کند این است که این بچه ها نیازمند سرنخی هستند تا خود را برای به چالش کشیدن استاد آماده کنند و این چالش می شود چیزی که برای تاریخ به آن نیازمندیم. سوال و جواب و تحلیل و استدلال. کلاس تاریخ یعنی کلاس کارگردانی! شما هستی که دوربین را در جایی که دوست داری قرار می دهی و از آن زاویه به ماجرا نگاه می کنی. چقدر تاریخ شیرین است. اگر می خواهید تجربه کارگردانی داشته باشید تاریخ بخوانید و خود را به چالش دروبین بکشانید. 

کلاس دیروز با کمی تاخیر شروع شد و این فرصتی بود تا پای پچ پچ بچه ها بنشینم در سرمای غروب شهر. یکی از دیگری پرسید تو که اصلا کلاس اصلی را نمی آیی، فقط برای بیست دقیقه ی تاریخ آمدی؟ گفت: بله، من استعدادی در کلاس بعدی ندارم ولی تاریخ را دارم تجربه می کنم. این زنگِ بیدار باشی بود برای من که تلاشم را بیشتر کنم، چون حالا متوجه شده ام انتخاب این گوشه از تاریخ برای این جوانان هم جذاب است هم مزه آن چیزی را می دهد که در کودکی نوشیده اند که همان غم و مهر اهل بیت علیهم السلام است. 

خندهکتاب  زیر را می توانید مطالعه کنید. 

کتاب تاریخ خلفا نوشته رسول جعفریان

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی