وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

اول صبح

شنبه, ۷ دی ۱۳۹۸، ۰۷:۵۹ ق.ظ

امروز بر خلاف روزهای گذشته و البته با میل فراوان از امکاناتی که خداوند باری تعالی در اختیارم قرار داده به سمت اداره حرکت کردم. بله پیاده آنهم فقط مسیری ده دقیقه ای. تا فلکه اول را خوش خوشان آمدم و در از مواهب الهی بهره بردم. منظور از مواهب الهی، قدرت تخیل و داستان سرایی در ذهن است. در ایستگاه تاکسی یک ماشین شخصی جلوی پایم ترمز زد و متوجه شدم که خدا روزی او و مرا در کنار هم قرار داده. سوار ماشین شدم و در اولین اقدام سلام و علیکی کردیم و مشغول بستن کمر بند شدم. چند ثانیه که گذشت آن بزرگوار که انگار ظاهر ما حسابی فریبش داده بود از رزق و روزی کلامی را پیش کشید و اینکه چه توفیقی نصیبش شده که یک چنین فردی امروز اولین مسافرش شده است. بله شما فرض بگیرید که فرموده باشند چه سری چه دمی عجب رویی ... 

چند دقیقه ای گذشته بود و من همچنان ساکت بودم که آقای راننده شروع کردند به بردن نام خدا و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند تر از حالت استاندارد در ماشین بیان نمودند. من که خودم کلمه «الحمدالله» از روی زبانم نمی افتد شاخک هایم تیز شد که ببینم در ادامه چه می کنند. از آقا یا خانمی که شما باشی چه پنهان شروع کرد به تلاوت آیاتی از سوره ... 

بسم الله الرحیم الرحیم 

الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین 

الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون... 

من که حسابی شوکه شده بودم گفتم یا الله!!! این قصد دارد تا پایان مسیر بقره رو بخواند و همینطور داشت ادامه می داد تا اینکه به پایان صفحه اول رسید. دلشوره تمام وجودم را گرفته بود که نکند الان از من بخواهد در ادامه مسیر با هم تلاوت ترکیبی داشته باشیم. گلاب به روی انورتان دیدم که انگار مغزش اول صبح یارای ادامه تلاوت را نداشت تراک بعد را انتخاب کرد و این بار آیاتی کوتاه از سوره های مختلف را تلاوت کرد. این روال تا لحظه آخر و وداع ادامه داشت و با پیاده شدن از ماشین همچنان دلم در اشوب بود که نکند گول ریش چند سانتی خارج از استاندارد ما را بخورد و تستی بگیرد از آیات و روایات. 

۱ ۰

چه راننده باحالی :)

البته بعضی از راننده ها همه فن حریف شدن با هر جور شخصیتی که سوار ماشینشون می شه ، یه جور متفاوت گفت و گو می کنن .

کارش درست بود 
البته چون اول صبح بود حال حرف زدن باهاوش نداشتم وگرنه ازش سوال می پرسیدم 
به هرحال اول صبح حالشو داد 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی