وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

فاصله اجتماعی یا فاصله اشتباهی

  • ۲۵

خدا کرونا را خیر دهد چه درس ها که این ویروس زپرتی برای ما به همراه نداشت. از خوبی ها گرفته تا بدی ها. از امید گرفته تا یاس. چند میکرون ویروس چه حکایت هایی برای تاریخ به همراه نیاورد. واقعا جاهایی این بخش از مناجات مسجد کوفه مولا به چشم همگان آمد که سْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ . 

در روزهایی که تعداد کشته ها افزایش پیدا کرده بود و هنوز پروتکلی برای انجام امورات تدفین وجود نداشت رفقای طلبه ام آستین همت بالا زده و کار کفن و دفن و نماز متوفیان را به عهده گرفتند. آنها می گویند حتی فرزندان برای دفن جنازه والدین قدمی پیش نمی گذاشتند و آنجا بود که معنای جدیدی از فاصله اجتماعی در دنیا به وجود آمد. 

جامعه پزشکی مردم را دعوت به استفاده از ماسک و دستکش و رعایت فاصله اجتماعی میکند. دست دادن ،مصاحفه و معانقه دیگر  حنایشان رنگی ندارد و تا مرز انحطاط و انقراض در حال پیش روی هستند. رفاقت ها شکل لرزانک به خود گرفته و اشتیاق دیدار خودش را صرفا در فضای مجازی نشان میدهد. 

در کنار این ها با فرمانی از آن بالا همدلی را آغاز کردیم البته اتفاقاتی می افتاد اما چنین هماهنگ و عمومی و پرشور نبود. اما خدا خواست و کرونای عزیز ما را دوباره برای خدمتی اجتماعی کنار هم قرار داد و هر کسی بهتر می داند چقدر از عهده این کار برآمده است. شور و شوق و عشق در کنار احساس رضایت ولی جامعه ما را برای این کار مصمم تر کرد و تا توانستیم همدل شدیم. 

اما دو مقوله بالا مقدمه ای بود بر احوال این روزهای من که مانند آش های پرملات سبزواری درهم و برهم است. پس لرزه هایی را در روابط برادریم دریافت می کردم اما می گذاشتم به حساب چیزهایی که معلوم نبود در کجای ذهنم آن ها را به صورت بت درست کرده بودم. کرونا که آمد و بحث روابط اجتماعی داغتر شد درسی را گرفتم که انگار باید آن را هر روز مرور کنم. 

همیشه دوست داشتم برادری داشته باشم که شانه به شانه در کنارم حرکت کند. آب خوردن مان کنار هم باشد و نفس به نفسِ هم جاده پر پیچ و خم زندگی را طی کنیم. چندین سال به همین منوال بود. هر روز، هر ساعت، هر لحظه سایه ای بود که آرامش بخشی آن را چیزی دیگر به همراه نداشت، پشت گرمی ای بود که می شد به دل هزار دشمن زد و خیالت آسوده باشد. عشقی بود که دنیا و ما فیها را بدون آن تصور هم نمی کردی اما ...

برادر یعنی همراه سختی ها و گرفتاری ها، آری برادر یعنی اباالفضل العباس. برادر که نباشد باید کمرت بشکند واین صرفا معنویت سقا نیست که حسین علیه السلام را بیچاره کرده است و سهم بزرگی از آن، عشق به برادری است که لحظه لحظه اش را با محبت برادر پر کرده است. 

اینجاست که نقش فاصله اجتماعی جای خودش را با فاصله اشتباهی عوض می کند. فاصله اشتباهی یعنی عدم رعایت حد و حدود دوست داشتن برای کسی که درک درستی از برادری ندارد. فاصله اشتباهی یعنی زندگی خودت را بکن او هم همین کار را کند و فقط این وسط کلمه ای وجود دارد به نام برادری که باید همدیگر را داداش صدا بزنید ولی فاصله ها را رعایت کنید. فاصله اشتباهی یعنی درهم تنیدگی تا به سنی مجاز است و بعد اگر کسی احساس بزرگی کرد تمام. 

برادری یعنی اباالفضل که آب را بی حسین نخواست. 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی