وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

نزدیک ولی دور

دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۱۴ ق.ظ

وای! تو هنوز نمی دونی که فاصله دل ها ربطی به فاصله بدن ها نداره؟

چه بسا سال ها در کنار کسی هستی ولی ... 

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : رُبَّ بَعیدٍ أقرَبُ مِن قَریبٍ ، و قَریبٍ أبعدُ مِن بَعیدٍ ، و الغَریبُ مَن لَم یَکُن لَهُ حَبیبٌ .

امام على علیه السلام : اى بسا دورى که از هر نزدیکى نزدیکتر است و اى بسا نزدیکى که از هر دورى [از آدمى ]دورتر است، و غریب آن کسى است که دوستى نداشته باشد.
نامه 31 نهج البلاغه 
(گوشه ای از کتاب حرف های مولا)
همه ما تجربه ی بودن در کنار افراد مختلف را داشته ایم. سال ها کسانی را تجربه کرده ایم که نفس به نفس ما آمده اند و لحظه لحظه زندگی ما پر است از خاطرات مشترک با آنها. اما آیا کنار هم بودن یعنی نزدیکی؟ 
شاید با خواندن سطر های اولیه، شما نیز به دنیای خاطرات خود سفر کنید و آنی افراد زیادی در ذهن تان مرور شوند که زندگی بدون آن ها را در مخیله خود هم نمی دیدید. اما حالا خبری از آن ها نیست. 
این روزها که حال درونی ام خیلی رو به راه نیست و مانند موج سینوسی بالا و پایین دارد بهتر این کلام مولا رادرک می کنم. (عبارات این قسمت را برای رفع مشکلات آینده پاک کردم) لحظه ای یاد کوفیان افتادم که در مقاتل آمده قلونبا معک و سیوفنا علیک. این که دلت هم باشد ولی شمشیر را از رو کشیده باشی همخوانی ندارد. (متن جایگزین)
(دل گرفتگی): اگر کسی به شما بگوید مشتاق دیدار شماست چه حسی به شما دست می دهد؟ مطمئنا اگر هیچ عکس العملی نداشته باشید لااقل ناراحت نمی شوید. اما با شنیدن این کلمه حالم مانند بیماران کرونایی که دیگر دستگاه نیز جوابگویشان نیست بهم ریخته بود. با خودم زمزمه می کردم که این چه اشتیاقی است که شما را برای لحظه ای کنار من بودن به حرکت وا نمی دارد؟ این چه شوق و دلتنگی است که نه کلماتش بار دارند و نه نوع انتقالش؟ 
زمزمه هایم پایانی ندارد؛ با خودم می گویم: دلتنگی آدم را بی قرار می کند مانند نوزادی که آغوش مادر را طلب کرده. دلتنگی خوراک را از آدم می گیرد.آری!!! مانند کسی که بیماری در اتاق عمل دارد و دیگر چندان امیدی به دیدارش نیست. 
شوق بدون اشک؟؟؟ نمی توانم باور کنم که کسی مشتاق است و شوق، اشکش را جاری نکند. تا دیروز کلمه «دوست دارم» را مقدس می دانستم و در به کار بردن این کلمه حساسیت خاصی داشتم و هر جایی خرجش نکردم. اما این چند روز کلمه ای دیگر نیز به دایره واژگان خاص و مقدسم اضافه شده که لذتی ماورای آنچه کلمه «دوست دارم» داشت را برایم دارد. «دلتنگتم»
نکته ای که این سال ها با فراز و فرود هایش  برای من داشت این است که خرج بیهوده کلمات از قیمت و ارزش آن ها می کاهد. برخی کلمات عتیقه اند و رفتاری عتیقه مانند را باید برای آنان در نظر گرفت. هر جایی به کار برده نمی شوند. منشی خلوت گرا دارند. از شلوغی و های و هوی گریزانند. لذا قیمتی اند. 
کلماتی که لقه لقه ی زبان باشند بار ندارند. اتفاقی را رقم نمی زنند. به حرکت در نمی آورند. جوش و خروش ایجاد نمی کنند. کلماتی هستند مانند کلمات اضافه و چه بسا سکوت هزاران برابر قوی تر از آن ها باشد. 
دلتنگم!!! که بی قرارم.
۱ ۰

آقا این روزا واژه های جدیدتری هم شنیده میشه. کافیه چارقدم از میدون خراسان پایین تر قدم بزنی یه چیزایی میشنوی که تو هیچ لغت نامه ای گیز نمیاد. تمیزترینش که میشه اینجا بگم ایناست: عبدتم، خرابتم، آلوده تم، خط خطیتم ... :))

اونا جای خود 
چیزی که بشدت برای ما درون گراها اذیت کنند است کلماتیه که بار احساسی دارند ولی پشتوانه ای براشون ندارند هست. 

درمورد سابقه کامنت هم نگاه کنم ببینم چیه 

خیلی عالی بود آقامحمّد بخصوص این قسمتش:

خرج بیهوده کلمات از قیمت و ارزش آن ها می کاهد.

خودم به شخصه خیلی سعی می کنم حرفام با حسم برابر باشه، مثلا یه دوستی داشتم بلند می شد می نشست بهم می گفت داداش، امّا ته دلم اون حسی که به "داداش" داشتم به اون بندۀ خدا نداشتم و من بهش نمی گفتم. بعد از یه مدّت از دستم شاکی شد که چرا بهم نمی گی داداش که یه جورایی بهش فهموندم برام در حد داداش نیست.

الان هم بعضی وقتا از "چاکریم" استفاده می کنم امّا بعدش خیلی از خودم ناراحت می شم که چرا از این واژه استفاده کردم چون دوست دارم چیزی که می گم حس واقعیم باشه.

متاسفانه واژه های قشنگی که تهش هیچ چیزی نیست به شدّت زیاد شده و آدم هم وقتی می بینه در حد اونها از طرف مقابل جواب نمی گیره، نسبت به این واژه ها هم بی تفاوت و دلسرد می شه.

بعضی ها مثه نقل و نبات از کلمات مقدس استفاده می کنند 
اینها از اون جور آدمهایی هستند که به امام حسین هم همیجوری قسم میخورند 
یا من از خیلی ها توی تلویزیون شنیدم که میگن «به مولا» 
کلمات بوی خاص خودشون رو دارند بشرطی که در مجاورت دروغ قرار نگرفته باشند. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی