وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

زندگی ما در این روزها

دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ۰۸:۰۴ ق.ظ

در این چند روز که غرق عزاداری بودیم فرصتی برای نوشتن حتی یک پست معمولی هم نبود. شاید بگویید نوشتن یک پست مگر چقدر زمان می برد. اما این سوالی است که با شکل های مختلف از من می پرسند. مثلا آن بزرگوار می گفت:« مگه یه زنگ زدن چقدر وقت می بره؟» یا آن عزیز دیگر که ناراحت بود از بال بال زدن و دیده نشدنش. 

یکی از مشکلاتی که به شدت این روزها با آن درگیر هستم مطلب است. یعنی سطح مطالعه و درگیری ذهنی و چیدن سناریوی روضه آنقدر بالا می رود که خیلی از معمولی ترین کارها رو نیز فراموش می کنم. برادرم که خیلی دوسش دارم در شب مراسم بعد از دیدن من بال بال می زد ولی انگار نه انگار او همانی است که جانم را برایش می دهم. لحظاتی از ورودم گذشت و وقتی کنار هم قرار گرفتیم دیدم ابروها رو در هم کشیده و انگار از چیزی ناراحت است. علت را جویا شدم. گفت: چند لحظه است با من چشم در چشم شدی و هی از دور دست تکان می دهم که دستی تکان دهی ولی انگار نه انگار. 

این ها در حالی است که من چیزی احساس نمی کردم. شاید حرفم را فقط کسی متوجه شود که درگیر کار  اجراست. 

می خواهم گوشه ای از زندگی یک مداح آن هم در سطح مبتدی را برای تان شرح دهم. اول این نکته را متذکر شوم که زندگی با یک مداح در ماه محرم شاید اسمش زندگی نباشد. زیرا بیشتر با کسی طرف هستی که نه در این ایام وقت دارد نه به کسی یا چیزی فکر می کند. 

زندگی یک مداح در سطح مبتدی در همین چند کلمه خلاصه می شود؛ مطالعه، اجرای مراسم، خواب 

صبح هر ساعتی که بیدار شود با اندک خوردنی همراه است آن هم با رعایت پروتکل های بهداشتی حنجره. بعد مطالعه شروع می شود و تمرین و یادآوری سبک ها و نوشتن سناریوی(کلمه بهتری پیدانکردم؛ حس گشتن ندارم) روضه. این وسط پیدا کردن مثال ها و نمونه های امروزی و داستان های مرتبط با سند واقعی را نیز در نظر بگیرید. 

بعد از مطالعه تنها چیزی که نیاز است خواب است. به چند دلیل. استراحت ذهنی و از آن مهمتر جا افتادن مطالب. وقتی بعد از تمرین چرت کوتاهی می زنیم مطالب در جای درست خود در مغز قرار می گیرند. بعد از آن نوبت مطالعه است و احتمالا ناهار آن هم با رعایت همان موارد بهداشتی. این روند تا قبل از برنامه اصلی ادامه دارد. 

البته ناگفته نماند اگر دو تا پسر شیطان داشته باشی کمی قاط زدن هم به این برنامه اضافه می شود. چون این نوع مطالعه که به اجرا ختم می شود نیازمند تمرکز زیادی است. 

امسال هم توفیق شد در جمع نوجوان و جوان اتحادیه انجمن های دانش آموزی استان باشم و در کنار آن صمیمیت و اخلاص مثال زدنی شان حال خوبی را بدست آورم. مجموعه اتحادیه انجمن های دانش آموزی بسیار حرفه ای اداره می شود. تمام کار با دانش آموزان است. از مدیریت داخل گرفته تا بیرون جلسه. جمله ایکه می توان در وصف این مجموعه گفت این است که این جا مدیر تربیت می کنند.  

هر روز حدود 2 برنامه دارم که یکی از آنها بی هماهنگی قبلی بود و از آن مدلها که نمی شود و نمی خواهی رد کنی. شب های آخر نیز سه برنامه که حسابی خستگی به همراه داشت که فدای سر ارباب. 

من برای یک برنامه حدود 7 الی 8 ساعت وقت می گذارم و در این مدت بشدت برای حقیر سوال پیش آمده آنهایی که در روز بالای 5 برنامه اجرا می کنند چه می کنند؟ 

شاهد مثالم دوست عزیز مداحم است که می گفت فلان روز 30 تا برنامه اجرا کرده است. (مغزم درد گرفت)

۱ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی