وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

راه رسیدن به موفقیت شما

چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ۱۲:۱۰ ب.ظ

همه ما برای خود قله ای را در نظر گرفته ایم که رسیدن به آن همان موفقیت مد نظر ما می باشد.  به ارتفاع قله و سختی ها، مشقات و دردسرهای آن کاری ندارم. آنچه که مهم است رسیدن به آن است و تلاشی که در این بین صورت می گیرد. 

(اجازه بدید میخواهم محاوره بنویسم) خیلیهامون به این فکر می کنیم که اگه فلان کار رو کنیم موفق می شیم و می شیم همونی که میخواهیم. مثلا من دوست دارم نویسنده بشم و کتاب های زیادی در مورد موضوعی که بهش علاقه دارم چاپ بشه .یا برای سخنرانی این ور اون ور دعوت بشم (دارم مثه عُقده ایها می نویسم).

خب این رسیدنه(به سبک حرف زدن حاج حسین یکتا بخون)، این قله و حالی که میخوای بدست بیاری یه مقداری زمان می بره. مفتی که نمیشه. بالاخره از یه جایی باید بزنی. از یه کاری. از یه تفریحی. در ضمن این که نشون میده طرف یه شبه رفته قله به قول بچه ها برای فیلم هاست. اونم از نوع تخیلی هندی. 

من چند تا از کارهایی که بشدت جلوی پیشرفتم رو گرفته می نویسم. شما هم لطف کنید بنویسید چه کارهایی رو اگه انجام بدید یا ندید اتفاق(روی «ق» ساکن داره) خوبه یِ زندگیتون رقم میخوره. (آخی؛ چقدر این محاوره نوشتن راحته، سر پست های قبلی پیم در میومد)

یکی از چیزهایی که با کنار گذاشتن آن زمان بیشتری برای کارهای مورد علاقه ام پیدا می کنم و مرا در مسیر موفقیت قرار می دهد «راحت بله گفتن» است. نمی دانم چه چیزی در درونم وجود دارد که اگه بله نگویم انگار طرف به قدر از من ناراحت می شود که امکان دارد جا در جا به دیار بشتابد. (یه کم فکر کن ممد)

این مورد از جمله مواردی است که خیلی می تواند در موفقیم نقش داشته باشد. «حذف کردن»؛ و ما چه می دانیم که این حذف کردن چقدر مهم است. قدر حذف کرده، حذف کرده بداند قدر گوهر گوهری. این که افرادی زیادی در اطرافم وجود دارند که خدایی نه اینکه فایده ای نداشته باشند و بیشتر مانند سکته، دست انداز، سرعت گیر، چاله، مشکل، ریپ، بندناف عمل کرده و جان می گیرند. 

مورد بعدی که می شود و حق است  که به خاطر آن  مرا با توپ 120 میلی متری مورد هدف قرار داده و تلف کرد،«سریع الرضا بودن» است. آنقدری که زود راضی می شوم زود جوش نمی آورم. این نکته قابل اشاره است که در خاندان ما، نقطه جوش در حد صفر است. یعنی ما در دمای منفی 50 درجه جوش می آوریم. با این حال مانند بچه ها زود و به بهانه ای که شاید آن بهانه کلمه ای باشد راضی می شویم و ادامه همراهی و انگار نه انگار. 

حال نوبت شماست. لطفا دستتان را از روی کی بورد برنداشته و بی وقفه اعتراف کنید. 

 

۲ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی