وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

واستا دنیا

چهارشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۸:۳۹ ق.ظ

در عصری که دقایق هیچ قید و بندی ندارند به اینکه برای جامانده ها صبر کند میخواهیم چه کنیم؟ آیا تنها امثال من گرفتار این پدیده هستند که روزشان کوتاه و شب شان اندازه چشم برهم زدنی شده؟ عده ای در گوشه کنار دنیا از سرعت تکنولوژی می گویند و دنیایی که برای کسی توقف نمی کند. 

از اول نوشتن یاد رضا صادقی افتاده ام و آن ترانه ی «واستا دنیا واستا دنیا من میخوام پیاده شم». دلیلش را نمی دانم. شاید هیچ ارتباطی به این پست نداشته باشد. 

فکر می کنید ایراد کار کجاست؟ مشکل از نوع زندگی است یا پیچیده تر شدن دنیا؟ سوالات از این دست را به عهده خودتان می گذارم و میروم سراغ سوالی که تا حدودی مطمئنم جوایش را شما بهتر از من می دانید؟ 

چطور در همین عصر پر سرعت، عده ای در یک سال چند کتاب می نویسند؟ آن یکی چندین اختراع و کشف جدید ثبت می کند؟ یا آن دیگری کسب و کاری میلیاردی را راه اندازی می کند؟ آیا زندگی برای علامه جوادی آملی به همین سرعت در حال حرکت است؟ 

چطور کسی می تواند در طول سال آن قدر کارهای مفید کند و تازه وقت اضافی هم برای زمینه های دیگر زندگی داشته باشد؟ اما ما همان کار روزانه خود را هم نمی توانیم انجام دهیم و وقت کم می آوریم؟

کمک کنید شاید تغییری در زندگی کسی به وجود آمد. 

۳ ۰

گل گفتی آقامحمّدجان

زمان مثل برق و باد می گذره و تا حواست جمع می شه می بینی شب شده و باید بخوابی تا فردات هم همینجور با سرعت بگذره.

از یه طرف می گم خدایا شکرت که سرگرمم و گذر زمان رو حس نمی کنم، از طرفی هم نگران که نکنه کارهای بهتر و مفیدتری هم باید ازم سر بزنه و حواسم نیست.

سلام محمد جان 
والله خیلی این سوال در ذهنم داره آزارم میده 
علامه کورانی در دوره ای که با سرطان دست و پنجه نرم می کردند 10 جلد کتاب نوشتند 
من ... 
نمیدونم 

از چه جهت؟ 

 

یک زمانی انقدر مشغله هست که فرد متوجه گذر زمان نیست و حصار زمان بهش فشار میاره که چرا نمی تونه کارهای بیشتری انجام بده

 

یه وقت دیگه فرد انقدر اتلاف وقت میکنه و از دست خودش به ستوه میاد که چرا زمان داره ولی زمانش برکت نداره

 

من جزو دسته ی دومم

 

هنوز به بهره برداری کافی از وقتم نرسیدم که ببینم حال و اوضاع گروه اول چطوریه

 

و تو این شرایط چاره ی کار برای همچو منی پایبندی به نظم و برنامه ریزی و استفاده حداکثری از وقته... 

 

 

 

من خودم خیلی وقت هدر میدم 
الان که نگاه می کنم خیلی از جاهایی که میرم اضافیه 
نیاز دارم خودم رو کنترل کنم 
خیلی از جاها واسه دلم واستادم 
مثلا رفتم مسجد بعد از نماز بچه ها موندن و منم با اینکه کار نداشتم واستادم و ... 
همین ریز دقایق من رو از کلی کار انداخته 
ممنونم بابت نظر ارزشمندتون 

خواستم نظرم رو بگم

یکهو وقتم تموم شد :/

پیشنهاد میکنم یک بار به طور کامل و دقیق یک روز زندگی پیش‌فرض‌مان را روی کاغذ بنویسیم

و بعد نگاه کنیم

خود به خود دستمون میاد اشکال کار کجاست و باید چه عادت‌ها و وسایلی رو از زندگی حذف یا بهش اضافه کنیم

سلام 
پیشنهاد جابیه 
حتما امتحان میکنم 
خیلی خیلی نیاز بود به یه راهنمایی 
ممنونم جواد جان 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی