وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

درد مشترک دنیا

چهارشنبه, ۱۱ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۴۳ ق.ظ

امروز صحبت از شوق بود. شوق به کسی که شوقش را نداریم ولی برای آمدنش به هر رسمی خیابان آرایی می کنیم. نداریم آقا جان. حکایت ما حکایت کسی است که شکمش سیر است و یا بهتر است بگویم در حال منهدم شدن است و دم از گشنگی می زند. 

روحانی منبر امشب می گفت: تشنه، خواب آب می بیند. ما در خواب هم ندیده ایم آن ماه روی بنی هاشم را. راستی آیا اگر خانه و زندگی و کار و بارمان رو به راه باشد او را می خواهیم؟ 

تعارف را کنار بگذاریم. کمی رو راستی نیاز است. با خودت. حالا خلوتی گیر بیاور و بدون زیر لفظی گرفتن جواب بده. آیا خدا را وکیل می گیری که راستی بگویی که نیاز داری به صاحبی که یادمان از یادش نمی رود. 

امشب حرف پیرپالان دوز آمد. یا آن کفاش که امام زمانش را محکم در آغوش می گرفت. نمی دانم. چرا خیال می کنیم جایگاه اجتماعی مان در دیدار موثر است. آیا او این خفت کشیده ها(خودمان را می گویم) را با جایگاه شان می سنجدد و به دیدار می طلبد؟

منبری امشب لا به لای حرف هایش خیلی ظریف و نرم چیزی حواله مان کرد که فراموش کردنش خیلی سخت است. بیا بچه مسجدی عزیز برای این فرد آلمانی امام زمان را معرفی کن. چند خط کافیست. به جز نام پدر و چند چیز پیش پا افتاده ی عمومی چه در چنته داری؟ 

اللهم عرفنی حجتک!!! 

وقتی نمی شناسم چه بگویم. آری ما حسین را می شناسیم. ما منتظر محرمیم. و شاید اگر امامی که برایش ریسه بندان می کنیم دست به محرم و عزاداریمان بزند تکفیرش کنیم. ما حسین را می شناسیم. تصورش می کنیم. با او خلوتی داریم. دردو دلی می کنیم. اما امام زمان ما حسین علیه السلام نیست. امام زمانه ما مهدی است. آقایی که نه در طلبش بودیم نه در مسیرش. ولی تا دلت بخواهد برای شروع جلسات دعایش کردیم. 

الهی عظم البلا! 

خدایا بلایی بالاتر از بی معرفتی خلق کرده ای. همان که علی را از پا در آورد. همان که علی بخاطرش می فرمود: من را از اینان بگیر. خدایا ما را می شناسی. ما میل به کوفی شدن داریم. ما ظرفیت لازم برای بریدن سر امام را با این حال و احوال داراییم. نه جانبازی در راه علی را تجربه کرده ایم نه برای پشت علی در آمده ایم و دفاعی کرده ایم. ما همان دهاتی هایی هستیم که برای کاسه جویی دامن پر از سنگ کرده و پسر پیغمبرشان را نوازش کرده اند. 

یا علی یا محمد! 

صدای ما را می شنوید. اگر این چنین نبود که دعایی وجود نداشت. اصلا چه معنا داشت صدا زدن کسی که امیدی به پاسخ دادنش نیست. شما شنونده اید. ما صدایمان نمی رسد. نه! فرموده اند: لبانت که تکان بخورد ما صدایتان را می نشویم. پس این بی جوابیها چیست. درست فهمیدی. فرق است بین صدایی که میخواهید و صدایی که صرفا صداست. ما مردم داد وبیدادیم. خواستن ما درون مایه صرفه و صلاح دارد. یعنی تو بیا که ما کارمان راه بیفتد. کارمان را راه می اندازند. اما وصالی صورت نمیگیرد. وصال رابطه اش با طمع کاملا قطع است. 

اخبار 20:30 که به پایان می رسد مردم می فهمند که دردی دارند مشترک. و آن درد دوری نبودن امام نیست. درد جهانی ویروس کرونا. زیرا قبل از این بیماری ما برنامه ای برای خواستن و تمنا نداشتیم. رسانه القا می کند که درد وجود ویروسی است که بالاخره مجبور است بار ببندد و ترک جهان کند. انگار هنوز درد اصلی را درک نکرده ایم. راستی بعد از کرونا ما به امام زمان و این ادعیه نیاز داریم؟ درد مشترک مردم دنیا کرونا نیست. 

۲ ۰

هم حقیقت و هم سنگین!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی