وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

برای چه کسی کار می کنی

دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۴۰۰، ۰۸:۳۵ ق.ظ

ساعت های زیادی از روز را تلاش می کنیم. گاهی این تلاش همراه با لذت است و گاهی با کلافگی و بی حوصلگی.به راستی چه چیزی کار و کوشش را برای ما جذاب می کند؟ زمانی که در حال برداشتن گام های عملی برای انجام امورات هستیم درون ما چه چیزی به وقوع می پیوندند که گاهی ساعت ها با کار دست و پنجه نرم می کنیم اما شادابیم و گاهی به اندازه برداشتن سنگی از راه زحمت کشیده ایم اما خسته و ملولیم؟

شما برای چه کسی کار می کنید؟ خودتان، خانواده، دیگران. لطفا روی این بخش کمی در حد چند ثانیه فکر کنید. همه اینها را با در نظر گرفتن رضایت خداوند عرض کردم. از در آوردن نان شب گرفته تا درآمدهای میلیونی. 

انسان های زیادی در اطرافمان وجود دارند که صرفا برای خانواده خود کار می کنند. بعد از کار غر می زنند و کافیست آن روز آنچه مد نظر بوده را بدست نیاورند. ساعت های طولانی و در شیفت های مختلف خود را به زحمت می اندازند تا پس اندازی کنند برای خانه و ماشین و آینده فرزندانشان. سوال؛ از نظر عقلی و منطقی چنین  نوع کار کردنی صحیح است؟ آیا اینکه ما حال را رها کنیم و برای آینده ای بجنگیم که حتی از ثانیه ی بعد آن بی خبریم؟ اینکه ما برای دیگران کار کنیم و حال خوب خود را صرفا در تامین شرایط زندگی مرفه فرزندانمان ببینیم درست است؟ 

 

در حدیثى که علامه مجلسى؛ در بحارالانوار آورده مى خوانیم که یکى از دوستان امیرمومنان علیه السلام از او تقاضاى مالى کرد. حضرت فرمود: بگذار سهم خود را از بیت المال دریافت دارم، با تو تقسیم مى کنم. عرض کرد: این مقدار براى من کافى نیست (و چون مرد دنیاپرستى بود و از بذل و بخشش بى حساب و کتاب معاویه خبر داشت) به سوى معاویه رفت. معاویه مال فراوانى به او داد. او نامه اى براى امیرمومنان على علیه السلام نوشت و حضرت را از این ماجرا باخبر ساخت. (در واقع مى خواست بگوید: شما به تقاضاى من ترتیب اثر ندادید، دشمن شما انجام داد) امام علیه السلام در پاسخ نامه او چنین مرقوم فرمود: اما بعد از حمد و ثناى الهى، مالى که در دست توست پیش از آن در دست دیگران بوده و بعد از تو نیز به دست دیگران مى رسد. چیزى نصیب تو مى شود که براى آخرت خود ذخیره کرده باشى. تو باید خود را بر نیازمندترین فرزندان خود مقدم دارى. سپس فرمود: «فَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لاَِحَدِ رَجُلَینِ إِمَّا رَجُلٍ عَمِلَ فِیهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِیتَ وَإِمَّا رَجُلٍ عَمِلَ فِیهِ بِمَعْصِیةِ اللَّهِ فَشَقِى بِمَا جَمَعْتَ لَهُ وَلَیسَ مِنْ هَذَینِ أَحَدٌ بِأَهْلٍ أَنْ تُوْثِرَهُ عَلَى نَفْسِکَ...؛ زیرا تو براى یکى از دو کس اموال را جمع مى کنى (و بعد از خود مى گذارى) یا کسى که با آن به اطاعت خدا مى پردازد در این صورت او سعادتمند شده و تو محروم و بدبخت، و یا کسى است که با آن معصیت الهى مى کند و او با اموالى که تو جمع کرده اى شقاوتمند مى شود. هیچیک از این دو صلاحیت ندارند که او را بر خود مقدم دارى...».

منظور این نیست که تامین نیاز خانواده را در نظر نگیریم. اما اعتدال که لازمه هر کاری است را نیز بی خیال نشویم. روی سخنم با کسانی مانند خودم است که خودشان را فراموش کرده اند. 

در بخشی از کتاب پیام امیرالمومنین نوشته حضرت آیت الله مکارم شیرازی آمده است :در کتاب البیان و التبیین نوشته «جاحظ» چنین آمده است که «عبدالله عتبة بن مسعود» زمینى داشت که آن را به هشتاد هزار (دِرهم) فروخت (تا در کار خیرى مصرف کند). به او گفتند: خوب بود بخشى از این مال را براى فرزندانت ذخیره مى کردى. او در پاسخ چنین گفت: من این مال را براى خودم نزد خداى متعال ذخیره کردم و خداى متعال را براى فرزندانم ذخیره قرار مى دهم. یکى از شاعران فارسى زبان، کلام مولا را در این گفتار حکیمانه در شعرش چنین خلاصه کرده است:
فرزند، بنده اى است خدا را غمش مخور        تو کیستى که به ز خدا بنده پرورى
گر صالح است گنج سعادت براى اوست         ور طالح است رنج زیادى چرا برى؟
 

۱ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی