وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

کمی تفکر

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۸:۰۰ ق.ظ

چیزی که ندیده ام را چطور به وصف بنشینم. ما از حسین علیه السلام شنیده هایی داریم که نیمی از آن نیز اعتباری ندارد. آنچه از حسین علیه السلام برای ما گفته اند بسی تفاوت دارد با حسینی که کوفیان و اهل مدینه درکش کرده اند. 

حسین ما فقط می بخشد و انگار صرفا در عرش نشسته تا کسی برایش مهموم شود تا ستر کند آن عیوب ویران کننده را. راستی من حسین علیه السلام را برای همین ها خواسته ام و شاید اگر نبود این ستر عیوب حساب و کتابم به اندازه ای خاص فرق می کرد. 

بیایید کمی با خودمان روراست باشیم. ما برای چه به این خانواده عشق می ورزیم؟ ندیده، درست نشنیده، درست درک نکرده، به سمت شان حرکت نکرده ،چطور وابسته شده ایم؟ 

شاید از آن زمانی که خوب و بد را تشخیص دادیم نوع خواستنمان نیز تغییر کرد. ما دیگر حسین علیه السلام را برای خود او نمی خواهیم. نامش آرامش را به ما می داد. در گرفتاری ها کنارمان بود. بی پولی و بدبختی های ما را جبران می کرد. حال این رابطه را چطور می بیینم؟ امروزی ها در شبکه های مجازی با چنین آدمی به اصطلاح کات می کنند. واقعا خیر ما برای حسین علیه السلام چیست؟ 

گوشه کنار روضه هایی برپاست و هر کسی به کاری مشغول. کافیست سوال کنید چه می کنید و بشنوید که در حال نوکری هستم. آیا بعد از گذشت قرن ها شیوه نوکری همان است که بود؟ آیا کفش جفت کردن و چای ریختن همانی است که از ما خواسته اند؟ بیا صادق باشیم. ما کاری می کنیم که خودمان دوست داریم. کاری که باب میل خودمان است. نه چای ریختن بد است نه کفش جفت کردن. اما بیا همین ها را از ما بگیر و جایی که در دل علاقه ای به آن نداریم قرارمان بده. آیا همان شوق و شدت و عشق برای نوکری وجود دارد؟ 

پیام پست: کمی تفکر لازم است

۴ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی