وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

خوشحالم تورو دارم حسین

بیشتر ...

مطالب پیشنهادی

سقای آب و ادب (پست ویژه)

سقای آب و ادب (پست ویژه)

به چشمان خود دیده اید که با ورود شخصی قابل تعظیم، افراد حاضر در جمع بلند می شوند و صدر مجلس را برای او خالی می کنند. حال آن شخص می خواهد پیر سالخورده ای باشد

متن کامل
آماده باش

آماده باش

sdsv

همه ی ما فرصت های زیادی برای فراگیری و آموزش داریم و این موضوع کاملا به نوع نگاه مان به آینده بستگی دارد که چطور بخواهیم ادامه حیات بدهیم. 

متن کامل
کرونای اقتصادی

کرونای اقتصادی

ت  --0

پدیده ی دست درازی به اموال مسلمین، مسئله ای تازه نیست و برگ برگ تاریخ پر است از نام کسانی که با دست درازی به بیت المال المسلمین گذران عمر کرده اند.

متن کامل
انتخاب چوپان

انتخاب چوپان

شسشی

امروز روز سرنوشت سازی است. تیم های ایران و ایرلند برای حضور در جام جهانی باهم رقابت می کنند و برنده بازی راهی جام جهانی خواهد شد. از تاکسی گرفته تا نانوایی،

متن کامل

زندگی مشترک

  • ۲۸۰

چند سالی هست که با تو زیر یک سقف زندگی می کنم. روزهای تلخ و شیرینی را با تو سپری کرده ام و خاطرات بسیاری با تو دارم که هرگز فراموش نخواهم کرد. 


نفس هار

  • ۲۹۳

دستم که به سمت آسمان بلند می شود خیالم راحت است. دلگرمی خاصی دارم. شبهای قدر حال خوشی داشتم، روحم پرواز می کرد تا نامت را به زبان می آوردم. جمع و خلوت نداشت کافی بگویم یا الله.

دنیای شاعران

  • ۳۰۷

گاهی باید از همه چیز فاصله گرفت ... 

کتابی برداشت

از جنس ترانه 

خلوتی کرد و غرق در مصرعی شد که قرار است تو را به دنیای خاطراتت ببرد.



بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست


"فاضل نظری"

غربی فکر کن

  • ۲۹۷

جوان امروزی و جوان دیروزی ندارد، طوری تغییر کرده ایم که در اکثر رفتارها مشترکیم. مردیم ولی زیر ابرو می گیریم، زن هستیم و لباس مردانه می پوشیم و مردانه راه می رویم. در گذشته مردان مردی خود را داشتند و زن ها فرشته هایی بودند که بیا و ببین. 

اعتکاف ماه مبارک رمضان

  • ۲۹۸

در ایام اعتکاف ماه مبارک رمضان اتفاقات خوبی برایم رقم خورد و حالا بعد از گذشت تنها ساعتی از پایان آن حسرت می خورم که چرا نتوانستم زمان بیشتری را در جمع دوستان معتکف باشم. با اینکه خود معتکف نبودم اما ساعات زیادی کنارشان نفس کشیدم و تجدید قوای معنوی کردم. 


اتفاق خوبی که در این اعتکاف بوجود آمد حلقه های صورت گرفته ناخواسته بود. حلقه هایی که از صحبت های دو نفره آغار می شدو به جمع چندین نفره می رسید. بودن در کنار نوجوانان معتکف با آن شوق و اشتیاق برای پرسیدن و جواب شنیدن لذتی وصف ناپذیر را برایم به همراه داشت. ساعاتی مشغول گفتگو با جوانهایی بودم که پشت سوال های بی جوابشان گرفتار شده بودند و بعد شنیدن جواب مانند شکستن سد و رهایی آب از پشت موانع، خروشان می شدند. جوان هایی از جنس باران، که اگر کنترل شوند رحمتی هستند برای جامعه ای که رو به رشد و پیشرفت است و به آینده امیدوار. 


گاهی از جمع کنار می کشیدم تا ببنیم چه می کنند، دقیقا اتفاقی می افتاد که مد نظر بود. باز بهانه ای برای آمدن و پرسیدن. این روحیه جوان را دوست دارم. اینکه انسان در مواقعی باید کاملا گوش باشد و انگار زبان به دهان ندارد. بپرسد، مجادله نکند، تحقیق کند، سوال کند، اگر به نتیجه و جواب درست نرسید بیاید دوباره مشکلات را بیان و برای حل مسئله تلاش کند. 



وقتی معتکفین جوان هستند باید تیمی از قبل برنامه ریزی و سازماندهی لازم را انجام دهد و این اتفاق به همت دوستان چند روز قبل رقم خورده بود و تیم فکری مجموعه با برگزاری چند جلسه، کار سازماندهی نیروها و نقش ها و برنامه ها را تدوین نموده بود. معتکفین با تدابیر اندیشیده شده خود تمرین مبارزه نفس می کردند، برای پخت غذا دست به کار می شدند، هر تیم شست و شوی ظروف را در نوبت خود انجام می داد و سرگروه ها خوراک فکری تعیین شده را با برنامه ها و بازی ها تزریق می کردند. 


شعار اعتکاف امسال ما عبارت "قدم صدق " که با همت سخنرانان و مداحان و سرگروه ها کار تبیین به خوبی صورت گرفت. 

قربانی اندک شده!!!

  • ۳۲۵

اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان

خدایا این قربانی اندک را از ما بپذیر ... 


وجه اول اینکه در مقابل پروردگار هدیه هر چقدر با عظمت باشد اندک است حتی اگر حسین علیه السلام با آنهمه فداکاری باشد و وجه دوم چیزی از آن بدن باقی نمانده بود. زینب سلام الله  که در یک روز داغ دو فرزند،5 برادر، برادر زاده، پسر عموها و اصحاب خاص را دیده توانست بلندش کند تا صحنه ای ماندگار را در عاشورا به تصویر بکشد. 


بدنی که غارت شده ... 

پامال اسب شده ... 

بدنی که سر ... 

صلی الله علیک یا قتیل العطشان 

نگاه زنانه

  • ۳۰۴

روز اول در محل کار جدید خاطره ای جالب رو برام رقم زد. در اداره ای که مشغول به کار هستم در یک پیشرفت شغلی به محل کار جدیدی آمدم که بیشتر کارمندان خانم هستند. بعد از حدود 14 سال خدمت با روحیات و اخلاقیاتم آشنایند لذا در یک حرکت انتخاری شروع به سخنرانی کردم

وصیتی ماندگار

  • ۲۷۲

یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا أُلْفِیَنَّکُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِینَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِی إِلَّا قَاتِلِی انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله) یَقُولُ إِیَّاکُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ .

حصیر

  • ۲۹۰

حصیر چه کاربردهایی دارد که انسان از آن بی خبر است.  

با هزار زحمت ساخته می شود که فرش خانه ای شود که خستگی کار روز را روی آن بزدایند

گاهی سفره ای می شود برای اینکه خانواده ای دور هم جمع شوند و لقمه نانی بخورند 

خاطرات سفر

  • ۲۹۹

چند مدت پیش خاطرات سفر به آن کشور عجیب و غریب را برای شما توضیح دادم و اگر فراموش کردید انتهای این پست لینک مربوط به آن ها را قرار می دهم. 
چشم مبارک روز بد نبیند. در یکی از روزهای گرم تابستان باز هم به بهانه احترام به حقوق شهروندان، ماشین شخصی خودم را در پارکینگ منزل پارک کرده و با زبان روزه به سمت محل کار حرکت کردم.