وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

خوشحالم تورو دارم حسین

بیشتر ...

مطالب پیشنهادی

جنگی بیولوژیکی

جنگی بیولوژیکی

ن حخنح
روزهای اول شروع دست و پنجه نرم کردن مردم با ویروس کرونا احتمال حمله بیولوژیکی توسط برخی از کارشناسان پیش بینی شده بود. جنگی که سبقه تاریخی دارد

متن کامل
جنگ جنگ تا نابودی

جنگ جنگ تا نابودی

cot

یکی از برکات خانه نشینی فرصت مناسب برای برنامه ریزی امورات بیرون از منزل است (امورات منزل رو بانو برنامه ریزی  می کنند). حدود یک هفته است مسجد رو تعطیل کردند

متن کامل
قوی بشویم تا جنگ نشود

قوی بشویم تا جنگ نشود

بشس

چند نکته مهم که مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و کارکنان ارتش بیان داشتند می نویسم تا در موردش کمی بنویسیم.

متن کامل
رابطه نامشروع با کتاب

رابطه نامشروع با کتاب

lndv

همیشه برای من سوال بوده که چرا مسئولین سمت کتاب نمی روند و در برهه ای از زمان صرفا بر اساس تجربیات خود عمل می کنند. این سوال آنقدر در ذهنم ماند تا به مرز پوسیدگی رسید

متن کامل

جنگی بیولوژیکی

  • ۲۳
ن حخنح
روزهای اول شروع دست و پنجه نرم کردن مردم با ویروس کرونا احتمال حمله بیولوژیکی توسط برخی از کارشناسان پیش بینی شده بود. جنگی که سبقه تاریخی دارد

جنگ جنگ تا نابودی

  • ۳۵

cot

یکی از برکات خانه نشینی فرصت مناسب برای برنامه ریزی امورات بیرون از منزل است (امورات منزل رو بانو برنامه ریزی  می کنند). حدود یک هفته است مسجد رو تعطیل کردند

روزهای قرنطینه

  • ۳۸

برای کسی که همیشه یک پایش بیرون منزل بوده، خانه نشینی مانند قرار گرفتن در قفسی است که آفتاب هم با او قهر کرده است. بعد از وقت اداری نیم ساعتی بیشتر فرصت در خانه ماندن نبود و این فرصت را نیز در اختیار شکم مبارک می گذاشتیم و بعد از آن با بلند شدن صدای قران از بلندگوهای مسجد راهی می شدیم. ساعتی در مسجد کنار جوانان و نوجوانان خوش بودیم و بعد نانوایی و خانه و فیلم و کل کل با بچه ها. 

شاید قدر ندانستیم و غر زدیم. اما به هر حال چند مدتی است که قرنطینه شده ایم و حالا نوبت تبدیل تهدید به فرصت است. وقتی از زوایای مختلف به کرونا و درد سرهایش نگاه می کنیم به نتایج جالبی می رسیم که یکی از آنها از درجه اهمیت بیشتری برخوردار است. مطالعه زندگی، دقت و بازبینی عمیق در سبک زندگی ای که غربی ها برای ما برنامه ریزی کرده اند. 

حدود دو هفته است که زن و بچه ما در قرنطینه هستند. نهایت بیرون رفتنشان در پارکینگ منزل است و نهایت تفریحشان فیلم و سریال. چرا؟ چون تا وقتی که ما بیرون از خانه سرگرم هستیم نمی دانیم که آنها چطور این زمان های طولانی در منزل را می گذرانند. چرا وقتی ما به منزل می آییم همسرمان کمی بهم ریخته است و شاکی از شیطنت دو پسر بچه که واقعا از در و دیوار هم بالا نمی روند. 

این دو هفته زمان خوبی بود برای اینکه خوب بچه ها را تحت نظر بگیریم و مشکلات زمان های خلوت همسرم با بچه ها را بررسی کنم. بچه ها از صبح که بیدار می شوند یا مشغول خوردند یا سروکله زدن باهم یا تماشای فیلم و یا فوتبال در گذرگاه و نقطه استراتژیک منزل. بچه ها لحظه ای از جلوی چشم مادرشان دور نیستند و آن بنده خدا به هر طرف که رو کند کسانی را می بیند که به جان در و دیوار و تمیزی خانه افتاده اند. 

حال چه کنیم که مقداری از این فشار و استرس و دردسرها کم شود. کتاب فروشی شهر بهترین مکانی بود که می توانست مقداری این مشکلات را حل کند. آقا مجتبی را با شش جلد کتاب رمان نوجوان سرگرم کردیم و انصافا در مدت یک هفته کتاب ها را خواند. آخر شب ها می دیدم که کتاب را برداشته و دارد با شوق مطالعه می کند. حالا می ماند آقا مصطفی که مشکل او هم با انیمیشن جذابی مانند بچه رییس تا حدودی حل شد. خانم خانه هم مقداری از سرشلوغی اش را کاهش داده و حالا کتاب می خواند. 

مشکلی که این روزها گریبان ما را گرفته ارتباط زیاد بچه ها با موبایل و کامپیوتر است. آقا مجتبی که مقداری بزرگ شده حالا دوست دارد هری پاتر ببیند و شبها پای سریال فرار از زندان که اصلا متناسب سن او نیست بنشیند. آقا مصطفی هم به تبعیت از او یا با گوشی مشغول ماشین بازی است که فقط به در و دیوار به زند یا تماشای فیلم تگزاس با بازی پژمان جمشیدی. 

در زمان باز بودن مدارس نیمی از وقت آقا مجتبی در مدرسه می گذشت و وقتی می آمد درس و خستگی امان نمی داد که بخواهد مشغول کار دیگری باشد و در زمان حضور آقا مجتبی در مدرسه، خانم خانه آقا مصطفی را به طور کامل پوشش می داد اما این تعطیلی ناگهانی مدرسه و قرنطینه باعث شده کمی برنامه ها دچار ایراد  شود. 

قرنطینه برای هر که سود نداشت من فیضش را بردم. فرصت مطالعه بیشتری پیدا کردم و کتابهای جدید تری به کتابخانه ام اضافه کردم و حالا مانده برنامه ریزی برای عید و تعطیلاتی که امسال جز با کتاب خواندن پر نخواهد شد. 

می آیم

  • ۴۷

ناراحت نباشید زنده ام! 

چند باری پست نوشته ام ولی به دل خودم ننشسته لذا پاک کردم. 

می آیم ... 

فتح قله

  • ۵۰

برای رسیدن به قله باید با چالش  مواجه شوی. نقشه راه رسیدن به قله را به همراه داریم. راهنما هم پیش رو در حال حرکت و رفتن به سمت قله است و فقط می ماند حرکت. 

برای رفتن به مسافرتی ساده، افراد خانواده، یک سری چالش ها را از قبل پیش بینی می کنند و برای رفع و یا تخفیف آن اقداماتی را انجام می دهند، حال آن اقدامات می تواند فراهم کردن وسیله ای باشد یا هر چیز دیگری. 

انقلاب در این چهل سال هر روز از سمت دشمنان داخلی و خارجی با مشکلاتی مواجه بوده و در صدد رفع آن برآمده و هر کس به جایگاه امروز ما در دنیا از با نگاه منصفانه بنگرد خواهد گفت که ما در رسیدن به قله موفق بوده ایم. 

کسی که خود را برای فتح قله ای آماده کرده نمی تواند سقوط بهمن  را در نظر نگرفته باشد، نمی تواند فشار هوا را نادیده بگیرد. اگر چنین باشد این شخص اصلا فتح قله و کوه نوردی را درک نکرده است. انقلاب اسلامی و قله ای که امام خمینی رضوان الله و مقام معظم رهبری در نظر گرفته اند آن قدر عظیم و رفیع و پر از اتفاقات است که بدون آمادگی امکان فتح وجود ندارد. 

نمی شود که به فکر نابود کردن نظام سلطه و آزادی مردم جهان از چنگال مستکبران بود ولی جایی برای دشمنی دشمنان سرسخت باز نکرد. برخی ساده لوحانه و یا از روی عمد تمام مشکلات داخلی را به نظام وصل می کنند و علت برخی زمین خوردنها را مکتب فکری اسلام می دانند. اینها همان کسانی هستند که در صف نانوایی و یا هر جایی که ذره ای رعایت حقوق مردم نیاز است با اشاره ای و یا دوز و کلکی بدون نوبت کار خود را پیش می  برند و آنوقت می گویند مملکت فلان است و فلان. 

آنچه در مملکت ما در حال وقوع است را به چند دسته تقسیم کنیم. دسته اول مشکلاتی است که مستقیم از ناحیه دشمن در حال وقوع است. مانند ترور حاج قاسم، جنگ های نرم افزاری و ... دسته دوم معظلاتی است که از سمت منافقین در حال اتفاق است، کسانی که در لباس خودی، به بالاترین مراکز تصمیم گیری رسیده اند ولی نیروی اصلی دشمن به حساب می آیند. دسته سوم افراد با تقوای بی کفایت هستند که به فرموده شهید چمران اینها بی تقوایند که بدون تخصص در چنان جایگاهی قرار گرفته اند. این افراد صدمات جبران ناپذیری می زنند. دسته بعد متخصصین بی تقوا که هر روز در حال اضافه شدن می باشند، نمونه اش فراوان است. از پزشک گرفته که جان مردم برایش پشیزی ارزش ندارد تا مهندسی که برای پول بیشتر دست به هر کاری می زند... 

دستورات اسلام تماما این افراد را مذمت کرده و استفاده از آن ها را با شرایط خودش بیان داشته است. نمونه تاریخی آن استفاده امیرالمومنین از زیادابن ابیه. آنهایی که نظام اسلامی را محکوم می کنند به ناکارآمدی چیزی از اسلام نمی دانند وگرنه نمونه های مدیریتی فراوانی در تاریخ وجود دارد که 5 سال حکومت امیرالمومنین از درخشانترین آن دوره هاست. 

ادامه دارد. 

مجلس انقلابی

  • ۴۹

انتخابی که باید به انقلابی شدن مجلس ختم شود. 

چهار سال مجلس به نحوی اداره شد که در آن شاهد تصویب های عجیب و غریب از جمله برجام  بودیم؛ آن هم از نوع بیست دقیقه اش، با مدلی که در هیچ جهان جهان اتفاق نمی افتد. 

دیروز اثر انگشت های ما حکم موشک هایی را داشت که افراد منتخب یا آن را به سمت اسرائیل شلیک می کنند یا دوباره معیشت مردم هدف قرار می گیرد. 

امیدوارم آنچه انتخاب کردیم مورد رضایت حضرت ولی عصر بوده باشد.

الگوی سیاسی

  • ۵۰

باید سوار الاغ هم که شده، بیمار هم که شده، با بچه های خردسال هم که شده برای نشان دادن فرد صالح حرکت کرد و چنین کرد بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها... 

شبها به همراه مولا و فرزندان، سوار بر الاغ، با تنی رنجور به درب خانه اصحاب رفته و یادآوری می کردند انتخاب اصلح را... 

حضرت زهرا سلام الله علیها الگوی بی مانندی است که باید سیره سیاسی شان نیز مورد توجه واقع شود. حرکت در مسیری که ایشان پیمودند کار بسیار دشواری است ولی این اتفاق باید رقم بخورد. 

چرا تنفیذ؟

  • ۶۳

چرا بعد از انتخابات ریاست جمهوری، حکم تنفیذ توسط رهبر جامعه اعطاء می شود؟ این سوال همیشه در ذهن من وجود داشت و اگر کسی هم پیدا می شد که جوابی بدهد قانع کننده نبود. اما دیشب در حال مطالعه کتابی بودم که به طور کامل به شرح این مسئله پرداخت. 

شما در مورد ولایت فقیه چقدر مطالعه کرده اید؟ در گذشته یکی از دوستانم کتابی 4 جلدی از آیت الله مصباح را در اختیارم گذاشت ولی از آنجایی که آن زمان هیچ علاقه ای به کتابهای پیچیده نداشتم متاسفانه این بحث برای من مجهول ماند تا اینکه با کتاب هندسه انقلاب در این مسیر قرار گرفتم. 

کتاب هندسه انقلاب، بیانات بنیانگذار انقلاب اسلامی است که با چینشی دقیق در کنار هم قرار گرفته است. در این کتاب 6 عبارت پرتکرار امام راحل که نشان از اهمیت موضوعاتی خاص می دهد را به رشته تحریر درآورده است. 

«مساله فلسطین»، «معیشت مردم»، «استقلال کشور»، «مبارزه با استکبار و زورگویی»، «توجه به مستضعفان و رفع فقر»، «تدین و پایبندی به مبارزه اسلامی» از مباحثی است که به آن در این کتاب پرداخته شده است. 

اما پاسخ سوالی که در ابتدای بحث به آن اشاره شد را در بخش ولایت فقیه مشاهده نمودم. در جلد 10 - صفحه 221 آماده است: «به حرفهای آنهایی که برخلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می‌کنند و می‌خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند [اعتنا نکنید] اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می‌رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی‌فهمند اسلام چه است؛ نمی‌فهمند فقیه چه است؛ نمی‌فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. آنها خیال می‌کنند که یک فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه می‌دانند، نه ولایت فقیه را. اینها اسلام را فاجعه می‌دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست. ولایت فقیه، تَبَع (1) اسلام است.»

قوی بشویم تا جنگ نشود

  • ۶۲

بشس

چند نکته مهم که مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و کارکنان ارتش بیان داشتند می نویسم تا در موردش کمی بنویسیم.

خدمت مقدس سربازی

  • ۶۲

در زمان خدمت مقدس سربازی که الهی هیچ وقت برنگردد با کتاب خو گرفتم. تناقض در جمله قبل را در پاراگراف های بعد جبران خواهم کرد. سربازی بودم آرام، کم حرف، حرف گوش کن و کار بلد. آرام بودنم طوری بود که شهید خطابم می کردند و البته خدا از دل بندگان خود آگاهی دارد. در واحد عقیدتی مشغول به خدمت شدم. در اتاق ما چهار سرهنگ، یک سرگرد، یک سروان حضور داشتند که در کنار همه این عزیزان یک عدد سرباز 18 ماه خدمت را هم قرار دهید که خودش را خیلی فرض می کرد و دست به سیاه و سفید نمی زد و البته اگر می خواست کاری کند با گندی که می زد همه را پشیمان می کرد. 

در کنار این سرباز 18 ماه خدمتی، یک سرباز دیگر که با مدرک لیسانس وارد شده بود را هم اضافه کنید که در میانه راه به ما پیوسته بود. مغرور، تنبل، پر ادعا، اینها کمترین نسبت هایی است که می توانم بار آن عزیز کنم. بعد از خدمت نیز چند باری دیدمش ولی میل سلام و علیک هم با آن بزرگوار نداشتم. 

حالا این دو عزیز و کارهای نکرده شان را بگذارید کنار 6 نیروی رسمی که مانند بولدزر کار می کردند و انتظار داشتند این حقیر سراپا تقصیر نیز با آنها همگام شوم. آن دو سرباز وظیفه نشناس که یا کمر درد داشتند و یا کار در شان نداشته شان نبود و در نتیجه من بودم و آن حجم کار. از ساعت 7 صبح تا دو بعد از ظهر در اختیار عقیدتی بودم  و بعد از آن باید خودم را به قرارگاه معرفی می کردم تا در لوحه نگهبانی مشغول به خدمت شوم. شما حساب کنید حدود 54 ساعت در پادگانی بودم که با منزلمان 6 دقیقه فاصله داشت.

همه این ها را گفتم تا به اینجا برسم که آن همه اعصاب خردی را فقط یک چیز تسکین می داد و آن، اتاقکی بود پر از کتاب که به شکلی بی نظم مانند انباری های متروکه روی هم چیده شده بود.

در زمانی که به صورت آماده در قرارگاه بودم بعد از وقت اداری به آن اتاقک سر می زدم و کتاب ها را مرتب در قفسه هایی که وجود داشت  براساس نوع کتاب چیدمان می کردم. این پروسه حدود 18 ماه زمان برد چون آنجا آرامشی برای من به همراه داشت که نمی خواستم به اتمام برسد. 

آنجا هر کتابی در دستم قرار می گرفت تورق می شد. زندگی 18 ماهه من با کتاب به آنجا رسید که با گذشت 20 سال از پایان خدمت همچنان دوست دارم آن اتاقک را تجربه کنم.