وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

خوشحالم تورو دارم حسین

بیشتر ...

مطالب پیشنهادی

قوی بشویم تا جنگ نشود

قوی بشویم تا جنگ نشود

بشس

چند نکته مهم که مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و کارکنان ارتش بیان داشتند می نویسم تا در موردش کمی بنویسیم.

متن کامل
رابطه نامشروع با کتاب

رابطه نامشروع با کتاب

lndv

همیشه برای من سوال بوده که چرا مسئولین سمت کتاب نمی روند و در برهه ای از زمان صرفا بر اساس تجربیات خود عمل می کنند. این سوال آنقدر در ذهنم ماند تا به مرز پوسیدگی رسید

متن کامل
افسر جنگ نرم

افسر جنگ نرم

ثلص

ابعاد اتفاقات این چند روز را باهم بررسی کنیم و نگاهی که خود به این ماجرا داشتیم را موشکافانه مورد نقد قرار دهیم. در جمعه 13 دی ماه سردار رشیداسلام سپهبد قاسم سلیمانی به طور ناجوانمردانه

متن کامل
باور دشمنی

باور دشمنی

sas

چرا نمی خواهیم باور کنیم دشمنی دشمن را؟ به کدام آیه و سوره قسم بخورد و یا چه کاری مانده تا انجام دهد که ما به این یقین برسیم دشمن است؟ دیشب در حال مرور دو کتاب از جناب سید هاشم میرلوحی

متن کامل

پیراهن

  • ۱۳۰

پیراهن

پیراهن مشکی پرچم است پرچمی سیار که از کوچه ای به کوچه دیگر و خانه ای به خانه دیگر عبور می کند تا یادآوری کند که اتفاقی افتاده است.

کتاب زندگی ات را ورق بزن

  • ۱۷۱

کتاب

چند صفحه از کتاب زندگی خودت را ورق بزن. کافیست تورقی کوتاه بر داستان زندگی ات داشته باشی تا گزینه های جایگزین برای کارهای پیش رویت را انتخاب نمایی.

موشکی هستیم و می مانیم

  • ۱۴۸

n,gj

تاریخ نمی تواند فراموش کند که ما حتی برای دفاع مان یک موشک نداشتیم. یک موشک ساده. هواپیماهای رژیم بعث می آمدند و اندرون خودشان را روی بیمارستان ها

ذهن نظام مند

  • ۱۴۰

ذهن

باید شروع به نوشتن کرد تا به بی سوادی خود پی برد. بی سوادی نه به معنای عام خود. همیشه فکر می کنیم که در مورد موضوعات مختلف صاحب نظر هستیم و می توانیم ساعت ها

نمایندگی ...

  • ۱۳۴

انتخابات

این روزها کافیست کمی شناخته شده باشی، صفحه اینستاگرامی پر فالووری داشته باشی یا ممبر تلگرامت چند کا باشد. شماره ات را چنان گیر می آورند گویی به شکار پلنگ مازندران رفته اند. 

کوچه های شوم

  • ۱۵۱

زینب سلام الله

نفس فرشته ها بند آمد ... 

تا به حال چنین به دست و پا زدن نیفتاده بودند

این محله های شوم و چشم های هرزه خازن جهنم را به آتش کشیده بود

کوفه

  • ۱۳۹

کوفه

حکایتی شده برای من رسیدن عصر عاشورا. وقتی از بالای بالکن خانه به دسته های عزای شام غربیان نگاه می کنم خستگی عالمی به تنم می آید. امسال دل را به دریا زدم و شام

روز آخر

  • ۱۴۲

دانشجو

وزنه ای چند تنی از روی دوشم برداشته شد. خیلی ازدوستان این بار سنگین را به دوش نکشیدند که هر کدام دلیل خودشان را داشتند. مساله پایان نامه ارشد برای از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.

کارخانه جدید

  • ۱۴۷

گوجه

میخواهم به لطف ایزد منان کارخانه جدیدی را با رویکردی متفاوت افتتاح کنم. کارخانه ای که نمونه خارجی زیاد دارد ولی نمونه های داخلی آن دارند با شکستگی میل لنگ و نداشتن پیچ رزوه نشده

اثر نوشتن

  • ۱۵۶

نشستن

عده ای روز و شب نشسته اند و می نویسند و البته جنس کارشان ایجاب می کنند که ساعتها به پشتی صندلی تکیه ای شاهانه بزنند و به جایی خیره شوند. ماهیت کارشان این است که ساعت های