وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

ما نمی توانیم

  • ۶۶

پهبباد

ما نمیتوانیم ؛چند سالی است که تغییرات اساسی و بنیادی در ما ایرانی ها رخ داده است. کسی گمان نمی کرد ما بتوانیم موشک بسازیم، رتبه های علمی بالا کسب کنیم،

شهید امیر توکل کامبوزیا

  • ۵۵

 از امیرتوکل کامبوزیا چه می دانید؟ 

چند مدت پیش وارد اتاق رییس اداره م شدم و در حین گفتگو چشمم به کتابی افتاد که نام آشنایی داشت. در اداره ما افرادی هستند که خیلی به مطالعه اهمیت می دهند و یکی از آنها رییس ما است که از آن رمان خوان های حرفه ای است و همیشه همراه خود رمانی بای خواندن دارد و این روزها مشغول خواندن جان سخت نوشته رومن رولان است. از ماجرا دور نشویم، تصویر مردی با سبیل کلفت روی جلد کتاب بود و با فونت "جدید" روی آن نوشته بود "کامبوزیا". 

به خاطر آوردم زمانی که در حال تحقیق در مورد یهود و صهیونیست بودم این اسم را خوانده ام. لذا سریع برایم جا افتاد و انگار گم شده ای بود که فراموشش کرده بودم و حالا در مقابلم قرار گرفته. مقداری از کتاب را خواندم و دوباره به تحقیق در مورد این شخصیت پرداختم. امروز به لطف الهی کتاب را از رییس گرفتم و مشغول خواندن شدم و دیدم به هیچ عنوان نمی توانم از کتاب جدا شوم. مقداری از مقدمه این کتاب را در پاراگراف های بعدی می نویسم تا شما هم لذت ببرید. 

مقدمه ای از کتاب کامبوزیا

دانشمند ناشناخته

تصورش کمی مشکل است . باورش سخت است اما حقیقت دارد . اینکه سالهای پس از فروق دانشمندان بزرگ ایرانی، نظیر ابن سینا و خیام و ... یک دانشمند دیگر ، هم وزن و همه رده آنها پا به عرصه وجود گذاشته باشد.

کسی که در ده ها رشته علمی، گوی سبقت را از بقیه ربوده و علام های در علوم مختلف باشد. 

شاگردان و شاهدان او هنوز هستند تا شهادت دهند که چگونه انسانی را در قرن معاصر دیده اند. مردی که در تهران بدنیا آمد ، اما در گوشه ای از کویر خشک سیستان ، محل زندگی اش شد. سخن از مسلمانی است که حافظ و مفسر قران بود. هیچگاه از مسیر بندگی حضرت حق فاصله نگرفت و تمام علم خود را مدیون عمل به قران بود. 

دولت باید خدمتگذار باشد

  • ۷۰

 kj

دلم درد می گیرد، چشمانم پر از اشک می شود، دوست دارم فریاد بزنم اما انگار دو دستی گلویم را می فشارند. زندگی خودم را نگاه می کنم و زندگی کسانی که تا کمر در سطل آشغال برای گرفتن

دو پست جذاب میثم مدنی

  • ۷۳

#پست_کوتاه

در این پست چند تا مطلب خواندنی از میثم مدنی می ذارم که فوق العاده است. 

  1.  منِ قهرمان و کارت کرواسی 
  2. چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست 

کتاب بخونی می میری؟

  • ۵۷

موز

 مطالعه مانند خوردن شیرموز بستی با خامه در کافه  است در کتابخانه باشد بیشتر مزه می دهد.

  کتابخانه های ما شده محل رفت و آمد دانش آموزانی که محیط آرامی در خانه برای خواندن درس های کنکوری ندارند. محیط کتابخانه های ما به جای بوی پژوهش بوی کنکورهایی را می دهد که از 1 میلیون نفر شرکت کننده 1 میلیون نفر قبول می شوند

حرکت

  • ۵۷

خواننده ای که می گوید آن را می فهمم ولی نمی توانم بیان کنم

احتمالا خودش را گول زده است. 

پاراگراف های بعدی ارزش خواندن ندارد.

موفقیت

  • ۵۴

این متن کوتاه شاید بتواند حرکتی ایجاد کند. 

                    ** اگر تا به حال موفق نشده ای، یا هنوز به انتهای کار نرسیده ای یا مسیر اشتباهی را انتخاب کرده ای**

موفقیت

نان کثیف نوشتن

  • ۷۱

 نوشتن مثل کالبد شکافی است که باید تیغت را با ظرافت خاصی و با فشار معینی حرکت دهی. وقتی تیغ به دست داری می توانی هر طور دوست داری بدن را بشکافی،

پیاده روی 21 تیرماه

  • ۶۱

 تفریح می تواند در اوج سادگی حال انسان را به شدت خوب کند. همین پیاده روی های ساده صبح های جمعه که با جوانان همراه می شوی چنان تغییرتی می دهد که می توانی کل هفته را به خاطر همان یه ساعت با انرژی کار کنی. 

خوب داغ کن

  • ۶۶

گاهی باید داغت کنند تا صاف شوی ... 

برای صاف کردن چین و چروک های لباس اتو را به برق می زنی تا خوب داغ شود

مقداری که گذشت؛ اتو را برمیداری و آرام بروی لباس های چروکیده می کشی...