وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

ولنگاری از نوع کالیبر بالا

  • ۱۰

ولنگاری اقتصادی چیست؟ به جان کریستف کلمپ قسم تان می دهم در این سایت دنبال کلمات قلمبه سلمبه نگردید و دنبال تحلیل های آنچنانی نباشید چون خودم در وب نویسی ولنگارم. ولنگاری ، همان ول کردن یا ول دادن نوعی از رفتار است که در ماه های آخر دولت ها به مرحله ظهور می رسد و خودی نشان می دهد. نمونه ای از ولنگاری در این مثال ساده قابل مشاهده است که قیمت پنبری که آخر شب خرید می کنی با پنیری که با شوق و ذوق در اول وقت اداری تهیه می شود اختلاف قیمتی فاحش دارد آن هم بدون هیچ توجیهی. 

چطور کتاب بخونیم

  • ۲۲

یکی از راه های ایجاد تفاوت در نوشتن و به عبارتی برگ برنده در این کار، نوشتار صبحگاهی است. شاهین کلانتری یکی از کسانی است که به شدت روی این موضوع تکیه کرده و پست های زیادی هم در این مورد نوشته است. 

همکارهای خانم

  • ۲۰

یکی از ملزومات غیر قابل انکار جهت حضور در اجتماع برقراری ارتباط موثر است. مسئله ای که عده ای آن را به راحتی انجام می دهند، عده ای با چالش مواجه می شوند و مشکلات عدیده ای گریبان گیرانشان می شود و عده ای نیز انگار از کره ای دیگر پای به زمین گذاشته اند و درک درستی از برقراری ارتباط ندارند. 

یک نامه آشنا

  • ۲۱

بسم الله الرحمن الرحیم

از حسین بن علی به محمد بن حنفیه و کسانی از بنی هاشم که نزد وی هستند. 

هر کس به من بپیوندد به شهادت می رسد؛ و هر کس نپیوندد پیروزی را درک نخواهد کرد. والسلام. 

برچسب های ذهنی

  • ۲۶

چقدر زندگی ما شبیه انباردارها شده است. حتما ملاحظه کرده اید که وقتی جنسی وارد انبار می شود انباردار جهت تسهیل در کار برچسبی را به گوشه ای از بار وصل می کند و در جای مناسب خود قرار می دهد. یک روز خیابان های شهر را محل امتحان خود قرار دهید و تعداد برچسب هایی که تنها با یک نگاه به افراد می چسانید را بشمارید. 

فاصله اجتماعی یا فاصله اشتباهی

  • ۲۲

خدا کرونا را خیر دهد چه درس ها که این ویروس زپرتی برای ما به همراه نداشت. از خوبی ها گرفته تا بدی ها. از امید گرفته تا یاس. چند میکرون ویروس چه حکایت هایی برای تاریخ به همراه نیاورد. واقعا جاهایی این بخش از مناجات مسجد کوفه مولا به چشم همگان آمد که سْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ . 

یه شروع خوب برای کتابخوانی

  • ۲۴

یکی از مشکلاتی که اکثر مردم در بحث کتاب با آن رو به رو هستند مانند خیلی از کارهای دیگر مشکل شروع به کار است. اینکه قدم اول را بردارند و به سمت کتاب حرکت کنند. این میل به کتابخوانی چطور باید بوجود بیاید؟ آیا غیر از این است که حرکتی ابتدایی از سمت ما صورت بگیرد؟ همین که در قبال تعارف کتاب توسط کسی، دست رد به آن نزنیم. یا گاهی تکانی به خود داده و راه را به سمت کتابفروشی کج کنیم که این کج روی عین هدایت است. 

محبت

  • ۳۱

یکی از ابزارهای قدرتمندی که خدا در انسان قرار داده است محبت است. ابزاری کاربردی که مانند ندارند. از طرفی می تواند به عنوان ابزاری تسخیر کننده عمل نمایندو از طرفی چون بچنگش افتادی مانند برده ای به این سو و آن سو کشیده شوی. 

حدود فراوانی را شامل می شود که می گویند حد مادری آن را مادران درک می کنند و شاید خود نیز ندانند چرا چنین نسبت به فرزندان خود وابسته اند. افرادی در دنیا وجود دارند که انقدر غرق در بیهودگی ها می شوند به هیچ عنوان لذت آن را تجربه نمی کنند و عده ای نیز چنان فرو می روند که با کوچکترین تلنگری مرگ را تنها راه در برابر خود می بینند. 

آیا شما تا به حال کسی را چنان دوست داشته اید که در محاورات روزمره خود گفته باشید بدون او می میمیرد؟ با عده ای وقتی در مورد این مسائل حرف میزنیم نگاه عاقل اندر سفیهی می اندازند و با نیش خندی رهایت می کنند. عده ای هم بالفور فاز آیت اللهی می گیرند و نصیحتت می کنند چنان نامه 31 نهج البلاغه مولا به امام مجتبی. عده ای اما انگار تجربه ای دارند و شوق شنیدن. 

همه باید در زندگی عشق را تجربه کنند، نه عشقی که ذاتا وجود دارد مانند مادر و فرزند نه. عشقی که ابعاد دیگری از محبت را به چشم انسان بیاورد. شاید بتوان گفت: کسی که عشق را تجربه نکرده و جان به جان آفرین تسلیم کند به مرگ جاهلیت مرده است. تجربه زیبایی هایی که در عشق و ابراز علاقه وجود دارد شاید درمانی باشد برای کسانی که مادام در خود فرو رفته اند. 

پست ها صرفا جهت شروع دوباره نوشتن است. 

بنویس شاید ...

  • ۶۸

بنویس 

شاید روزی پای نوشته هایت به کتابی در قفسه های کتابفروشی شهر باز شد و خود به تماشای آن نشستی و لذتی را بردی که پدر از دیدن جوانش به دست می آورد. 

بنویس 

این خطوط به هم پیوسته را چنان ادامه بده تا مرزهای کشورها را بدون گذرنامه طی کنند و قلبهای مومن به کلماتت را فتح کنند.

بنویس 

روزگاری می آید که ادامه حیات فقط با نفس کشیدن این کلمات برایت ممکن خواهد بود و آنوقت است که می نویسی تا زنده بمانی 

بنویس 

فرق است بین خواننده و نویسنده که الحق نویسنده خالق است خواننده مسخر شده کلماتی که در لا به لای کتاب جا خوش کرده اندو اعجاز می کنند

بنویس 

هر حرکت قلم، طراحی واژگانی است که میخواهی با با زبان شیرین سکوت با مردم سخن بگویند. 

بنویس 

گفته اند که اتفاق می افتد با نوشتن و ما نمی دانیم در پس این سطور خداوند چه ارتباطی را بوجود می آورد که هدایت می کند و یا ... 

مسیر موفقیت

  • ۷۱

اگه میبینی کارت پیش نمیره باید گیرشو پیدا کنی 

یه وقت انتخابت اشتباه بوده 

خب تکلیفت معلومه باید برگردی 

هر چند ضرر بدی 

یا باید به مسیر درست برگردونیش

یا مسیرت درسته ولی ابزاری که داری به کار می بری مناسب اون کار نیست 

خب ابزار تو باید عوض کنی و ابزار 

یه وقتایی هم هست که آره مثه عکس بالا چرخ دنده های زنگ زده و چون سرعتتو کم کرده فکر کردی راه ت اشتباهه 

در حالی که باید یه روغن کاری ساده انجام بدی 

اما مهمترین نکته این بخش اینه که شاید چرخ دنده های کارت باهم همخوانی ندارند

آره این بزرگترین گیر و گور یه کار تشکیلاتیه که میخواد نتیجه بگیره 

خوب فکر کنید 

اگر چرخدنده ها باهم همخوانی نداشته باشند چه اتفاقی می افته 

یه کارخانه رو در نظر بگیر 

مواد اولیه وارد خط میشه و یه پروسه طولانی رو طی میکنه و در انتهای خط به دلیل یه مشکل ساده که نرفتی حلش کنی کار می خوابه 

چی میشه 

شما زحمت کشیدی 

اما خروجی نگرفتی 

آره 

باید مهره هاتو خوب بچینی