وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

۱۶۱ مطلب با موضوع «ساعت دهی» ثبت شده است.

می گویند قیامت یوم الحسره است. انسان، حسرتِ شده ها و نشده هایی را می خورد که به وقوع پیوسته است. حسرت انجامیده ها و نینجامیده ها. حسرت حرکتی کند یا تند. 

امروز حال و هوایم را که پیش بینی می کنم می بنیم رو به بارانی شدن است. بادهای موسمی وزیدن گرفته و نقشه های ماهواره ای نشان می دهند که از رفتن کنار رودخانه ها باید اجتناب شود. در بخش هایی نیز رگبار پراکنده احتمال وقوع دارد. 

دنیایی که در روایات دو روز طول آن را برآورد کرده اند را چه به یوم الحسره خوانده شدن. آیا می ارزد برای این دو روز که بسته به سرعت اینترنت به چند ساعت هم کاهش پیدا کرده حسرتی بخوریم؟ حسرت نداشته ها، نشده ها، نرفته ها، نکرده ها و ... 

بیایید باهم حرف بزنیم. از حسرت هایی که اطرافمان رقص و پایکوبی می کنند. ما را به خود مشغول کرده اند تا ما فرصت های دیگر را نیز از دست بدهیم. 

یوم الحسره در دنیا را زنجیره ای بهم تنیده از ارتباطات دنیایی دارد و وارد شدن برای کشف این پیچیدگی ها چیزی جز از دست دادن های فرصت های پیش رو ندارد. 

ترکیبی از منطقی بودن، داشتن برنامه ریزی و توکل می تواند راهگشایی کند. 

۱ ۰

جانا! 

دلم برای گفت و گویی شانه به شانه تنگ شده است. یادت هست؟

همان قرارهای اولیه را می گویم. همان هایی که هیچ اتفاقی نمی تواند آن ها را از ذهن پاک کند. 

تو را نمی دانم اما من به شدت این روزها به کنار هم بودن احتیاج دارم. به اینکه ضربان قلبت را حس کنم. نگاهم را به نگاهت گره بزنی و خیره خیره به عالم خیال سفر کنیم. 

جانا!

کسی نمی داند شدت عشق و علاقه ام را و امروز که راهی سفر شده ای دیگر خودم هم نمیدانم که چقدر دوست دارم... 

من مانده ام و واگویه هایم... 

ما با توام 

بدون تو رنگی ندارم 

افرااد زیادی این مدت اداعا کرده اند که می توانند باشند اما خدا می داند که حتی اندازه ناخن انگشت کوچکت هم نتوانسته اند.

دلتنگم جانا!!! 

۰ ۰

امروز هوای شهر آفتابی است 

خدا به شدت برای بندگانش در این زمستان برنامه تابستانه ریخته است 

 و ما همچنان نمی دانیم حکمت کارهایش را 

خدایا زمستان دلم را بهاری کن 

اصلا من سوز گرمای تابستان را برای حال و هوای این روزهایم میخوام

میخواهم در خودم قدم بزنم 

ژاکت و پولیوری که مادرم برایم خریده بپوشم 

خیس شوم در گرما و تشنگی امانم را ببرد

همان آهنگ قدیمی را گوش بدهم 

آرام آرام قدم بردارم 

و من باشم و تویی که فرسنگ ها فاصله مکانی هم نمی تواند باعث شود جدا شده بدانمت ... 

۰ ۰

این انتهای جاده را فراموش نکن 

من با خیال آمدنت شبها تا صبح در سرمای استخوان سوز خیره به تاریکی ها نشسته ام ... 

تا کورسویی زده می شود دلم پر می کشد؛ آمدآمد از زبانم نمی افتد تا سوسوی آن دوردست ها محو گردد

من همان شوق را روزی صدبار مشق کرده ام تا میلم هزاران برابر شود 

برای لحظه دیدارت ثانیه شماری نمیکنم 

من جانم را هر روز برایت لب جوی عمر ذبح میکنم تا بدانی چقدر مشتاقم... 

۱ ۰

خیلی کوتاه می نویسم که این مسیر بدون ولی فقیه هیچ نتیجه ای جز طاغوت به همراه نخواهد داشت. از عرصه سیاست گرفته تا مسائل عمومی جامعه. 

شاید چند سالی باشد که شاهد بروز و ظهور هیاتی هایی هستیم که به قول خودشان تمام دغدغه شان برپایی مجالس اهل بیت است اما به شکلی که خودشان درستی و نادرستی آن را تشخیص می دهند. این تشخیص کار را به جایی رسانده که حال دقیقا در مقابل بیانات ولی جامعه ایستاده اند ولی خود را ولایی می دانند. از جمله مواردی که امام جامعه بشدت در دیدارهای مختلف آن را مورد نقد قرار داده بود بحث لعن خلفاست که بعد از مدتها دوباره به جدیت در برنامه برخی ذاکرین قرار گرفته است. 

هنوز خوابیم. 

تغییر به صورت آهسته در حال وقوع است. 

۱ ۰

آیا به عواقب کار خود در فضای مجازی می اندیشیم؟ منظور از این پست مسائل اعتقادی نیست و صرفا از جنبه های اجتماعی به آن نگاه می کنم. در قران به این اشاره شده که ما به ازای هر کار خیر و شری مورد محاسبه قرار می گیریم. شر آن به خودمان برمی گردد و خیر آن نیز همان. این می شود که انسان زیرک نسبت به تمامی اعمال خود هوشمندانه عمل می کند و برای دوری از اشتباه از امکان فکر کردن که محصول عقل سلیم است بهره می برد. 

۱ ۰

شما نسبت به کاری که سخت به نظر می رسد چه عکس العملی  نشان می دهید؟ آیا شما هم از جنس کسانی هستید که در مقابل کارهای سخت واکنش تان فرار است؟ مثال ساده ای بزنم. آیا برای قرار گرفتن در مقابل دوربین و صحبت کردن با خودتون کلنجار می روید؟ 

۱ ۰

إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً  یا برای ما صدق نمیکند یا جایی که خودش دوست دارد عمل می کند و آنجا که در آن فایده ای است تن به کار نمی دهد. تا سفره را می بینیم و غذاهای رنگارنگ مدار سیر شدن و سیستم عصبی تشخیص پر یا خالی بودن معده از کار می افتد. چشم هم که فدای قدرتش بشوم انگار او از معده گرسنه تر است. 

۰ ۰

چند سالی است که تب کنکور با رقابت موسسات کمک آموزشی به اوج خود رسیده و هر کدام با شیوه خاص خود در جذب و همراه کردن دانش آموزان وارد میدان شده اند. تبلیغات گسترده تلویزیونی، سایت های تبلیغی و روزنامه هاو نشر پوسترها و وجود دفاتر در شهر ها و روستاها و حضور در هر جایی که فکر بنی بشر قد نمی دهد باعث شده تا خانواد ها از سال دهم و شاید قبلتر فرزندان خود را وارد بازی ای کنند که خود می دانند در آینده شان تا چه حد تاثیر گذار است .

۱ ۰

اگر فردی ماشینی را بدون تحقیق، صرف اینکه چشمش آن را گرفته است بخرد به دلیل هیجان بالا، احتمالا عیوب آن را نخواهد دید و به تدریج که هیجانش فروکش کرد یکی یکی عیب های آن را می بیند. عشق های هیجان مدار مثل مخلوط دو عنصر است به این دلیل به راحتی به جدایی می رسد. دختر و پسر هنگام ازدواج باید تناسب با یکدیگر را در نظر بگیرند. چرا که ترکیب ، بدون رعایت تناسب حتی در معادلات شیمیایی نیز ثمر ندارد. چنان که با هر نسبتی از ترکیب اکسیژن و هیدروژن، آب تشکیل نمی شود. 

«بخشی از کتاب مثل های روان نوشته محمد حسین قدیری »

۳ ۰