وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

افسر جنگ نرم

  • ۱۰۸

ثلص

ابعاد اتفاقات این چند روز را باهم بررسی کنیم و نگاهی که خود به این ماجرا داشتیم را موشکافانه مورد نقد قرار دهیم. در جمعه 13 دی ماه سردار رشیداسلام سپهبد قاسم سلیمانی به طور ناجوانمردانه

باور دشمنی

  • ۱۴۲

sas

چرا نمی خواهیم باور کنیم دشمنی دشمن را؟ به کدام آیه و سوره قسم بخورد و یا چه کاری مانده تا انجام دهد که ما به این یقین برسیم دشمن است؟ دیشب در حال مرور دو کتاب از جناب سید هاشم میرلوحی

سفر به تهران

  • ۱۴۲

تهران

بالاخره نافله ها و ندبه های نیمه شب جواب داد و توفیق سفر به شهر دود و ترافیک، تهران بزرگ نصیبمان شد. یک دوره آموزشی فوق العاده عالی و کاربردی (در ظاهر) که قبلا در دانشگاه یک ترم برای گذراندن

سردار دلها

  • ۱۵۶

سردار

حاج قاسم رفت اما هزاران قاسم سلیمانی در این سرزمین وجود دارند که ادامه دهنده آرمان او باشند، ادامه دهنده راه فرزند روح الله. این سرزمین پر است از کسانی که حاضرند نه از جسم حتی نامشان را هم چیزی نماند اما وجبی از خاک این سرزمین مورد تعرض قرار نگیرد. 

این روزها چشم ها حکایتی دارند، یا سرخ اشک اند یا آماده باران. انگار باران مهربانی بر سر خیلی ها که حتی رابطه ی مهربانی با انقلاب هم ندارند باریده است. این چنین روزی را فقط برای امام دیده ایم. چشم ها دودو می زنند برای پیدا کردن عکس سردار در کوچه ها و خیابان ها تا لحظاتی هم که شده خیره شوند با چشمانی که اشداء علی الکفار بود و رحما با دوستان... 

تمام فضا آکنده از بوی سرداری است که انگار به شهادت رسید تا به برخی یقه سفیدها، مسئولین، مدیران و دست اندر کاران بفهماند می شود 21 سال در سخت ترین شرایط بود اما ذره ای از بیت المال هزینه خود نکرد. می شود شب ها سر روی خاک صحرا گذاشت در کنار لشکری از افغان ها که خیلی ها آنها را حتی برای کارهای ساده هم در این مملکت قبول نمی کردند. حاج قاسم رفت تا دوباره تکرار کند که می شود در لباس خاکی ساده ای بر دل ها حکومت کرد، می شود بدون بیلبوردهای تبلیغاتی، برج و بارو، ماشین آن چنانی و خانه چند میلیاردی سرت بالا باشد. می شود به جای سرمایه داران، فرزندان یتیم شهدای مدافع حرم دورت را گرفته باشند و حال خوب داشت...

دلتنگم ... 

اول صبح

  • ۱۲۵

امروز بر خلاف روزهای گذشته و البته با میل فراوان از امکاناتی که خداوند باری تعالی در اختیارم قرار داده به سمت اداره حرکت کردم. بله پیاده آنهم فقط مسیری ده دقیقه ای. تا فلکه اول را خوش خوشان آمدم و در از مواهب الهی بهره بردم. منظور از مواهب الهی، قدرت تخیل و داستان سرایی در ذهن است. در ایستگاه تاکسی یک ماشین شخصی جلوی پایم ترمز زد و متوجه شدم که خدا روزی او و مرا در کنار هم قرار داده. سوار ماشین شدم و در اولین اقدام سلام و علیکی کردیم و مشغول بستن کمر بند شدم. چند ثانیه که گذشت آن بزرگوار که انگار ظاهر ما حسابی فریبش داده بود از رزق و روزی کلامی را پیش کشید و اینکه چه توفیقی نصیبش شده که یک چنین فردی امروز اولین مسافرش شده است. بله شما فرض بگیرید که فرموده باشند چه سری چه دمی عجب رویی ... 

چند دقیقه ای گذشته بود و من همچنان ساکت بودم که آقای راننده شروع کردند به بردن نام خدا و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند تر از حالت استاندارد در ماشین بیان نمودند. من که خودم کلمه «الحمدالله» از روی زبانم نمی افتد شاخک هایم تیز شد که ببینم در ادامه چه می کنند. از آقا یا خانمی که شما باشی چه پنهان شروع کرد به تلاوت آیاتی از سوره ... 

بسم الله الرحیم الرحیم 

الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین 

الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون... 

من که حسابی شوکه شده بودم گفتم یا الله!!! این قصد دارد تا پایان مسیر بقره رو بخواند و همینطور داشت ادامه می داد تا اینکه به پایان صفحه اول رسید. دلشوره تمام وجودم را گرفته بود که نکند الان از من بخواهد در ادامه مسیر با هم تلاوت ترکیبی داشته باشیم. گلاب به روی انورتان دیدم که انگار مغزش اول صبح یارای ادامه تلاوت را نداشت تراک بعد را انتخاب کرد و این بار آیاتی کوتاه از سوره های مختلف را تلاوت کرد. این روال تا لحظه آخر و وداع ادامه داشت و با پیاده شدن از ماشین همچنان دلم در اشوب بود که نکند گول ریش چند سانتی خارج از استاندارد ما را بخورد و تستی بگیرد از آیات و روایات. 

تقوای اقتصادی

  • ۱۲۱

تقوا چیست؟ تقوا عبارت است از آن حالت مراقبت دائمی که موجب می شود انسان به کج راهه نرود و خارهای دامن گیر، دامن او را نگیرد. تقوا در واقع یک جوشنی است، یک زرهی است بر تن انسان با تقوا که او را از آسیب تیر های زهرآگین و ضربه های مهلک معنوی محفوظ و مصون می دارد. 

در امور دنیوی هم تقوا تاثیرات بسیار مهمی دارد. این تقوای شخصی است. عین همین مسئله در مورد یک جامعه و یک کشور قابل طرح است. تقوای یک کشور چیست؟ ... در بخش اقتصاد، تقوای جامعه عبارت است از اقتصاد مقاومتی. ما باید با همه توان ، با همه ظرفیت موضوع اقتصاد مقاومتی را در داخل دنبال کنیم، این می شود تقوای اجماعی ما در زمینه مسئله اقتصادی.

جملاتی از کتاب #نفوذ 

#کتاب_خوب_بخوانیم

تاریخ و کلاس دوشنبه ها

  • ۱۵۱

rndld

دیروز مرور چند خط از کتابی چند صد صفحه ای چنان تشنگی ام را برطرف کرد که نگو و نپرس. رسول جعفریان انگار تمام همت خود را گذاشته بود تا بتواند در فرصتی اندکی که در اختیار داشتم

پنج شنبه ها

  • ۱۳۷

مصطفی

تعطیلی پنج شنبه ها برای ما فرصتی است تا کارهای واجبی که در طول هفته قادر به انجام آن در عالی نیستیم برسیم. من از روز شنبه تا چهارشنبه نیمی از روز را در محل کارم هستم یعنی تا حدود 4 بعد از ظهر و بعد از آن مسجد و کارهای فراوانی که وظیفه دارم را انجام می دهم. لذا زمانی که به منزل می آیم فرصت آنقدر محدود است که فقط می توانم کمی با بچه ها بازی و یا به درسهایشان برسم. البته این برنامه بازی و درسی که بیان شد در این مدت بشدت کاهش پیدا کرده و تمام بار بچه ها بدوش خانم عزیزم بوده است. 

حالا پنج شنبه است و  و تا ظهر در خانه می مانم هم با آقا مصطفی بازی کنم و هم فرصتی به خانم بدهم تا با تفریح و کارهای بیرون از خانه استراحتی کند. 

تصویری که مشاهد می کنید مربوط می شود به آقا مصطفی که در حال بازی است. و من از این خلوت او استفاده کرده ام و مشغول نوشتن این پست شده ام. در همین لحظه که در حال نوشتن آن هستم آقا مصطفی با کامیون حمل سیمان از کنارم عبور می کند و می گوید: گوجه! بادمجان! شیرینی...  می گویم آقا مصطفی گوجه چند: می گوید سیزده. خدا از رحمت دورشان کنند کسانی را که وضع بازارمان را این قدر بی ثبات کرده اند ...

ضرورت روضه های هفتگی

  • ۱۴۳

خانه آپارتمانی ما با اینکه قوانین ساختمان های دیگر دارد ولی تفاوتی دارد که کمتر پیش می آید که چنین شود. آپارتمان ما خانوادگی است یعنی پدر و مادرم، برادر و خواهرم در آن کنار هم و در طبقات مختلف زندگی می کنیم. همسرم که صبح از خواب بیدار می شود با تماس مادرم به خانه آنها می روند و ساعتی از صبح و ساعتی از ظهر را باهم می گذرانند. وجود آقا مصطفی شیرین زبان دوساله نیز این موضوع را شدت بیشتری بخشیده و پله نوردی های او باعث شده رفت و آمد بیشتری اتفاق بیفتد. غروب و زمانی که من نیز از اداره به منزل می آیم شاید حضورمان در خانه پدر و مادرم بیشتر شود. همین نشست های کوتاه و پرتکرار حال خوبی را برای ما به همراه دارد. 

فرمانده در سایه

  • ۱۵۳

به سفارش دوستانم در دورهمی کتابخوانی، کتاب فرمانده در سایه که زندگی پر از فراز ونشیب عماد مغنیه بزرگ را در خود جای داده را مطالعه نمودم. خط به خط این کتاب پر بود از نقشه و حرکت در مسیری که انتهایش به نابودی اسرائیل می انجامد. از عملیات در سیزده سالگی و آموزش های امنیتی و  چالش کشیدن نقشه های طراحی شده توسط ژنرال های آمریکایی و اسراییلی. اینها گوشه ای از زندگی مردی است که 25 سال در سایه، سرویس های امنیتی 40 کشور دنیا را به دنبال خود کشید.