وب سایت شخصی محمد برزین

جایی که حالم را خوب میکند روضه است و چیزی که حالم را خوب نگه میدارد کتاب

۲۹ مطلب با موضوع «مدیریت» ثبت شده است.

وقتی سختی به اوج خودش می رشد آن لحظه، زمان گشایش است. این کلمات گوهر از سخنان زیبای امیرالمومنین است. حالا می خواهیم در آن را با کار و زندگی خود تطبیق بدهیم. 

همه ما شاید رها کردن کارها را یرای یک بار هم که شده تجربه کرده باشیم. دقیقا بعد از اولین سختی یا اولین پیچ. چند قدم مانده به فتح قله. درست در همان جایی که قرار است با پیمودن ده قدم دیگر نام ما را کتاب جهانی ثبت کنند. اینجا همان جایی که انسان ها از هم جدا می شوند. 

یکی از بهترین کتاب هایی که این مدت با مطالعه توانسته ام با این مشکل تا حدودی مبارزه کنم کتاب فوق العاده شیب اثر ست گادین است. در این کتاب که حجم بسیار کمی دارد و کتاب کوچکی به شمار می آید نویسنده با مثال های کاربردی شما را به ابعاد مختلف چالش رها سازی کار آشنا می نماید. 

ورزشکار اسکی پرش را در نظر بگیرید. از ارتفاع بسیار زیادی به سمت شیب حرکت می کند. حال اگر در نقطه ای شیب کنار بکشد چه اتفاقی می افتاد؟ کمترین آن از مسیر خارج شدن و رفتن در باقالی هاست که تازه در فصل زمستان آن منطقه باقالی ندارد. خوب دقت کنید کافیست ورزشکار شیب را با دقت عبور کند آنجاست که شاهد اوج گیری و کنده شدن و رسیدن به هدف مورد نظر خواهد بود. 

در زندگی همه این شیب ها وجود دارد. مقام معظم رهبری از آن به عنوان پیج تاریخی نام می برد. که با گذر از آن به آرمان های بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی نزدیک تر می بیند. 

پیام پست: ادامه بده 

۱ ۰

ساعت های زیادی از روز را تلاش می کنیم. گاهی این تلاش همراه با لذت است و گاهی با کلافگی و بی حوصلگی.به راستی چه چیزی کار و کوشش را برای ما جذاب می کند؟ زمانی که در حال برداشتن گام های عملی برای انجام امورات هستیم درون ما چه چیزی به وقوع می پیوندند که گاهی ساعت ها با کار دست و پنجه نرم می کنیم اما شادابیم و گاهی به اندازه برداشتن سنگی از راه زحمت کشیده ایم اما خسته و ملولیم؟

شما برای چه کسی کار می کنید؟ خودتان، خانواده، دیگران. لطفا روی این بخش کمی در حد چند ثانیه فکر کنید. همه اینها را با در نظر گرفتن رضایت خداوند عرض کردم. از در آوردن نان شب گرفته تا درآمدهای میلیونی. 

انسان های زیادی در اطرافمان وجود دارند که صرفا برای خانواده خود کار می کنند. بعد از کار غر می زنند و کافیست آن روز آنچه مد نظر بوده را بدست نیاورند. ساعت های طولانی و در شیفت های مختلف خود را به زحمت می اندازند تا پس اندازی کنند برای خانه و ماشین و آینده فرزندانشان. سوال؛ از نظر عقلی و منطقی چنین  نوع کار کردنی صحیح است؟ آیا اینکه ما حال را رها کنیم و برای آینده ای بجنگیم که حتی از ثانیه ی بعد آن بی خبریم؟ اینکه ما برای دیگران کار کنیم و حال خوب خود را صرفا در تامین شرایط زندگی مرفه فرزندانمان ببینیم درست است؟ 

 

در حدیثى که علامه مجلسى؛ در بحارالانوار آورده مى خوانیم که یکى از دوستان امیرمومنان علیه السلام از او تقاضاى مالى کرد. حضرت فرمود: بگذار سهم خود را از بیت المال دریافت دارم، با تو تقسیم مى کنم. عرض کرد: این مقدار براى من کافى نیست (و چون مرد دنیاپرستى بود و از بذل و بخشش بى حساب و کتاب معاویه خبر داشت) به سوى معاویه رفت. معاویه مال فراوانى به او داد. او نامه اى براى امیرمومنان على علیه السلام نوشت و حضرت را از این ماجرا باخبر ساخت. (در واقع مى خواست بگوید: شما به تقاضاى من ترتیب اثر ندادید، دشمن شما انجام داد) امام علیه السلام در پاسخ نامه او چنین مرقوم فرمود: اما بعد از حمد و ثناى الهى، مالى که در دست توست پیش از آن در دست دیگران بوده و بعد از تو نیز به دست دیگران مى رسد. چیزى نصیب تو مى شود که براى آخرت خود ذخیره کرده باشى. تو باید خود را بر نیازمندترین فرزندان خود مقدم دارى. سپس فرمود: «فَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لاَِحَدِ رَجُلَینِ إِمَّا رَجُلٍ عَمِلَ فِیهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِیتَ وَإِمَّا رَجُلٍ عَمِلَ فِیهِ بِمَعْصِیةِ اللَّهِ فَشَقِى بِمَا جَمَعْتَ لَهُ وَلَیسَ مِنْ هَذَینِ أَحَدٌ بِأَهْلٍ أَنْ تُوْثِرَهُ عَلَى نَفْسِکَ...؛ زیرا تو براى یکى از دو کس اموال را جمع مى کنى (و بعد از خود مى گذارى) یا کسى که با آن به اطاعت خدا مى پردازد در این صورت او سعادتمند شده و تو محروم و بدبخت، و یا کسى است که با آن معصیت الهى مى کند و او با اموالى که تو جمع کرده اى شقاوتمند مى شود. هیچیک از این دو صلاحیت ندارند که او را بر خود مقدم دارى...».

منظور این نیست که تامین نیاز خانواده را در نظر نگیریم. اما اعتدال که لازمه هر کاری است را نیز بی خیال نشویم. روی سخنم با کسانی مانند خودم است که خودشان را فراموش کرده اند. 

در بخشی از کتاب پیام امیرالمومنین نوشته حضرت آیت الله مکارم شیرازی آمده است :در کتاب البیان و التبیین نوشته «جاحظ» چنین آمده است که «عبدالله عتبة بن مسعود» زمینى داشت که آن را به هشتاد هزار (دِرهم) فروخت (تا در کار خیرى مصرف کند). به او گفتند: خوب بود بخشى از این مال را براى فرزندانت ذخیره مى کردى. او در پاسخ چنین گفت: من این مال را براى خودم نزد خداى متعال ذخیره کردم و خداى متعال را براى فرزندانم ذخیره قرار مى دهم. یکى از شاعران فارسى زبان، کلام مولا را در این گفتار حکیمانه در شعرش چنین خلاصه کرده است:
فرزند، بنده اى است خدا را غمش مخور        تو کیستى که به ز خدا بنده پرورى
گر صالح است گنج سعادت براى اوست         ور طالح است رنج زیادى چرا برى؟
 

۱ ۰

آیا به عواقب کار خود در فضای مجازی می اندیشیم؟ منظور از این پست مسائل اعتقادی نیست و صرفا از جنبه های اجتماعی به آن نگاه می کنم. در قران به این اشاره شده که ما به ازای هر کار خیر و شری مورد محاسبه قرار می گیریم. شر آن به خودمان برمی گردد و خیر آن نیز همان. این می شود که انسان زیرک نسبت به تمامی اعمال خود هوشمندانه عمل می کند و برای دوری از اشتباه از امکان فکر کردن که محصول عقل سلیم است بهره می برد. 

۱ ۰

شما نسبت به کاری که سخت به نظر می رسد چه عکس العملی  نشان می دهید؟ آیا شما هم از جنس کسانی هستید که در مقابل کارهای سخت واکنش تان فرار است؟ مثال ساده ای بزنم. آیا برای قرار گرفتن در مقابل دوربین و صحبت کردن با خودتون کلنجار می روید؟ 

۱ ۰

نکته کلیدی!!! 

هنگامی که فرزند را با هزار ترفند به سمت کتاب کشیدید و سخت مشغول مطالعه شده،  لطفا برای خوردن یک لیوان آب کمی به خود زحمت داده  و خودتان دلو را داخل چاه انتهای باغ بیندازید و کمی آب بالا بکشید و نوش جان کنید.

خانم خانه!!!

لطفا وقتی بچه درگیر داستان شده و دارد با شخصیت داستان همزاد پنداری می کند، کمی تکان دادن زیر سفره ای را به تاخیر بیندازید شاید که رستگار شود فرزند عزیزتان. 

پدرجان!!! بچه مشغول مطالعه است لطفا آن محبت و عشق پدرانه را کمی جا به جا کنید و برای یک بوسه باعث خاموش شدن حس و حال کتابخوانی فرزند نشوید.

آقا! خانم! خودت کتاب بخوان. این بهترین و عملی ترین راه تربیت نسل کتابخوان است. 

۳ ۰

این روزها همه در تکاپوی برپایی خیمه روضه سید الشهدا هستند و دست روی هر کسی می گذاری می بینی فرصت ندارد و من نیز در حد نوشتن یک پست کوتاه می خواهم دینم را به بیان و همراهان عزیزم ادا کنم. 

کاش برجام نیز مانند محرم ،نه در آن سطح عقیدتی و فکری بلکه ذره ای و حتی کمتر از ذره ای در مباحاث عمومی شبیه بود، لااقل در آرامش. شما حال و احوالات خود را نگاهی بیندازید. قبل از ده اول چه حالی دارید و بعد از دهه چه می شوید؟ 

۱ ۰

چشمان زیبای شما بد نبیند چه کشیدم برای گرفتن یک ویدئوی سه دقیقه ای. در ادامه کار تولید محتوا و بر اساس استراتژی محتوای آشغالی، قرار شد یک ویدئو چند دقیقه ای در مورد معرفی کتاب تهیه کنم. همه چیز داشت خوب پیش میرفت. نور افتضاح، میکروفون در بدترین حالت ممکن، گوینده بی اعصاب و ... 

۰ ۰

یکی از مشکلاتی که اکثر مردم در بحث کتاب با آن رو به رو هستند مانند خیلی از کارهای دیگر مشکل شروع به کار است. اینکه قدم اول را بردارند و به سمت کتاب حرکت کنند. این میل به کتابخوانی چطور باید بوجود بیاید؟ آیا غیر از این است که حرکتی ابتدایی از سمت ما صورت بگیرد؟ همین که در قبال تعارف کتاب توسط کسی، دست رد به آن نزنیم. یا گاهی تکانی به خود داده و راه را به سمت کتابفروشی کج کنیم که این کج روی عین هدایت است. 

۳ ۰

عقب نشینی همیشه نشان از شکست نیست. گاهی برای تجدید قوا و پیدا کردن دید بیشتر نسبت به میدانی که در آن مشغول جنگ می باشیم نیاز به عقب نشینی است. 

زمانی عقب نشینی برای اوج گرفتن است. دره ای را در نظر بگیرید که برای عبور از این نیاز است تا ابتدائا کمی از لبه پرتگاه فاصله بگیریم و با میدان گرفتن بتوانیم پرش بلندی داشته باشیم. 

در توسعه و رشد فردی نیز چنین چیزی به نظر درست می آید. گاهی انسان باید کمی از آن چه دارد فاصله بگیرد تا دید وسیعی نسبت به آینده خود پیدا کند و از طرفی بتواند با توان و انرژی بیشتر به سمت هدفی که مد نظر است حرکت کند. 

گامهای درست، نگاه وسیع و اراده سه عنصر لازم برای طی کردن مسیری است که برای آن برنامه ریزی کرده ایم . این سه لازم و ملزوم یکدیگرند که هر کدام اهمیت فراوانی در رشد و موفقیت ما دارند. 

۱ ۰

اگه میبینی کارت پیش نمیره باید گیرشو پیدا کنی 

یه وقت انتخابت اشتباه بوده 

خب تکلیفت معلومه باید برگردی 

هر چند ضرر بدی 

یا باید به مسیر درست برگردونیش

یا مسیرت درسته ولی ابزاری که داری به کار می بری مناسب اون کار نیست 

خب ابزار تو باید عوض کنی و ابزار 

یه وقتایی هم هست که آره مثه عکس بالا چرخ دنده های زنگ زده و چون سرعتتو کم کرده فکر کردی راه ت اشتباهه 

در حالی که باید یه روغن کاری ساده انجام بدی 

اما مهمترین نکته این بخش اینه که شاید چرخ دنده های کارت باهم همخوانی ندارند

آره این بزرگترین گیر و گور یه کار تشکیلاتیه که میخواد نتیجه بگیره 

خوب فکر کنید 

اگر چرخدنده ها باهم همخوانی نداشته باشند چه اتفاقی می افته 

یه کارخانه رو در نظر بگیر 

مواد اولیه وارد خط میشه و یه پروسه طولانی رو طی میکنه و در انتهای خط به دلیل یه مشکل ساده که نرفتی حلش کنی کار می خوابه 

چی میشه 

شما زحمت کشیدی 

اما خروجی نگرفتی 

آره 

باید مهره هاتو خوب بچینی 

۱ ۰